دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۷۵

سنایی
چون حمله دهی نیک سوارا که تویی چون بوسه دهی ظریف یارا که تویی
در صلح شکر بوسه شکارا که تویی در جنگ قوی ستیزه گارا که تویی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگرِ دوگانگیِ رفتاریِ معشوق در آیینه‌ی تمام‌نمای عشق است که در هر حالتی، چه در هیبت یک جنگجوی چیره‌دست و چه در لباس یاری دلنواز، کمال زیبایی و قدرت را به نمایش می‌گذارد. شاعر با تحسینِ توانایی‌های گوناگون معشوق، او را در هر موقعیتی، یگانه و بی‌همتا می‌داند.

فضای حاکم بر این سروده، ستایش شورانگیز و اعتراف به استیلا و چیرگی معشوق بر دل عاشق است. در اینجا پیوندِ میان قدرت نظامی و لطافت عاشقانه در وجود یک تن به زیباییِ هرچه تمام‌تر ترسیم شده تا نشان دهد عشق، هم میدان رزم است و هم بزم آرامش.

معنای روان

چون حمله دهی نیک سوارا که تویی چون بوسه دهی ظریف یارا که تویی

هنگامی که به میدان عشق‌بازی قدم می‌گذاری، تو همان سوارکارِ ماهری هستی که در تاختن بی‌همتایی؛ و چون قصدِ بخشیدنِ بوسه داری، همان یارِ ظریف و نازنینی هستی که لطافتِ وجودت دل‌ربایی می‌کند.

نکته ادبی: تکرارِ «که تویی» در پایانِ مصراع‌ها، آرایه‌ی ردیف است که بر هویتِ یگانه‌ی معشوق تأکید می‌کند؛ همچنین سوارا و یارا صورت‌های نداگونه یا تأکیدیِ کهن برای واژگان سوار و یار هستند.

در صلح شکر بوسه شکارا که تویی در جنگ قوی ستیزه گارا که تویی

در زمان صلح و آشتی، تو آن‌کسی هستی که بوسه‌های شیرین را از آنِ خود می‌کنی و در زمان نبرد و ستیزه، آن مبارزِ نیرومندی هستی که هیچ‌کس یارایِ ایستادگی در برابرت را ندارد.

نکته ادبی: استفاده از تضاد میان صلح و جنگ برای نشان دادنِ ابعادِ متناقضِ شخصیتِ معشوق که هم‌زمان، هم اهلِ مهر است و هم اهلِ قهر.

آرایه‌های ادبی

تضاد صلح و جنگ

تقابلِ دو فضایِ رفتاریِ معشوق برای تأکید بر قدرتِ همه‌جانبه‌ی او.

ردیف که تویی

تکرارِ عبارتِ که تویی در پایانِ هر مصراع برای تأکید بر یگانگی و هویتِ ثابتِ معشوق در تمامیِ احوال.

استعاره شکر بوسه شکارا

بوسه را به شکار تشبیه کرده است که نشان‌دهنده‌ی چیره شدنِ معشوق بر لحظاتِ عاشقانه است.