دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۷۴

سنایی
مردی که برای دین سوارست تویی شخصی که جمال روزگارست تویی
چرخی که به ذات کامگارست تویی شمسی که زنجم یادگارست تویی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در مدح و ستایش شخصیتی بزرگ و والامقام سروده شده‌اند که شاعر، او را تکیه‌گاه اصلی دین و نماد زیبایی و شکوه زمانه می‌داند.

در این سروده، جایگاه بلند‌مرتبه مخاطب با استفاده از استعاره‌های کیهانی همچون «خورشید» و «چرخ فلک» به تصویر کشیده شده است تا بر علو مرتبه و اثرگذاری بی‌پایان او بر روزگار تأکید شود.

معنای روان

مردی که برای دین سوارست تویی شخصی که جمال روزگارست تویی

تو آن دلاور و مبارزی هستی که همواره برای دفاع از دین و شریعت، آماده پیکار است.

نکته ادبی: واژه «سوار» در ادبیات کلاسیک، کنایه از رزمنده‌ای است که بر اسب مراد و کارزار مسلط است.

چرخی که به ذات کامگارست تویی شمسی که زنجم یادگارست تویی

تو آن وجود یگانه‌ای هستی که مایه زیبایی، شکوه و زینت دوران خویش به شمار می‌آیی.

نکته ادبی: ترکیب «جمال روزگار» اضافه تشبیهی است و نشان‌دهنده کمالِ حضورِ شخصیت در زمانه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شمسی

تشبیه کردن مخاطب به خورشید برای نشان دادن درخشندگی، گرما‌بخشی و برتری او نسبت به دیگران.

کنایه سوار

کنایه از کسی که آماده مبارزه، دارای قدرت اجرایی و مسلط بر امور است.

تشبیه جمال روزگار

تشبیه فرد به زیباییِ دوران برای نشان دادن اهمیت، کمال و شکوه او در میان مردم.