دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۷۳

سنایی
بیزار شو از خود که زیان تو تویی کم شو ز ستاره کاسمان تو تویی
پیدا دگران راست نهان تو تویی خوش باش که در جمله جهان تو تویی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به درون‌مایه‌ای عرفانی و هستی‌شناسانه اشاره دارند که دعوت به عبور از خودِ محدود و کاذب (منیت) برای رسیدن به حقیقتِ بی‌کرانِ وجود است. شاعر در این قطعه، انسان را فرامی‌خواند تا با نفیِ خودِ زمینی و ظاهری، به تماشای وسعتِ باطنی خویش بنشیند.

در این فضا، جهانِ بیرونی و نمودهای آن در برابر عمقِ وجودی انسان کوچک انگاشته شده‌اند. پیام اصلی این است که خوشبختی و شناختِ حقیقت، نه در جستجوی بیرون، بلکه در درک این واقعیت است که انسان خود، مظهرِ تمامیتِ جهان و حقیقتِ پنهانِ هستی است.

معنای روان

بیزار شو از خود که زیان تو تویی کم شو ز ستاره کاسمان تو تویی

از خودِ محدود و نفسانی‌ات بیزار باش، چرا که بزرگ‌ترین آسیب و عاملِ ضررِ تو، همین "خود"ِ کوچکِ توست. در برابرِ کائنات فروتن باش و خویش را کوچک‌تر از ستاره‌ای در آسمان بدان، چرا که تو خود، آسمانِ وجودِ خویش هستی و نیازی به عظمت‌جویی در بیرون نداری.

نکته ادبی: ترکیب "زیان تو تویی" یک تقابلِ معنایی میان فاعل و مفعولِ آسیب ایجاد کرده است که نشان‌دهنده‌ی خود‌ویرانگریِ ناشی از منیت است.

پیدا دگران راست نهان تو تویی خوش باش که در جمله جهان تو تویی

آنچه دیگران از تو می‌بینند، تنها ظاهر و پوسته‌ی ماجراست، اما حقیقتِ پنهان و باطنیِ جهان، همان وجودِ خودِ توست. پس شاد باش و قلبت را روشن دار که در تمامِ گستره‌ی عالم، حقیقتِ هستی در وجودِ تو نهفته است.

نکته ادبی: عبارت "نهان تو تویی" بر پایه‌ی عرفانِ وحدتِ وجود بنا شده است که در آن، حقیقتِ انسانی با حقیقتِ مطلق یکی دانسته می‌شود.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) زیان تو تویی

شاعر با کنار هم نهادنِ فاعل و مفعولِ زیان در یک کلمه (خود)، به این نکته اشاره دارد که ریشه‌ی اصلی رنج و آسیبِ آدمی، نفسِ اوست.

استعاره و نماد ستاره و آسمان

ستاره نمادِ درخشش‌های ظاهری و آسمان نمادِ وسعتِ وجودی است که در اینجا برای کوچک شمردنِ داشته‌های ظاهری در برابر وسعتِ روح به کار رفته‌اند.