دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۶۷

سنایی
خشنودی تو بجویم ای مولایی چون باد بزان شوم ز ناپروایی
چون شمع اگر سرم ز تن بربایی همچون قلم آن کنم که تو فرمایی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با زبانی سرشار از خلوص و فروتنی، نهایتِ سرسپردگی و تسلیم عاشق در برابر معشوق را به تصویر می‌کشد. در این فضای عرفانی، عاشق گویی از قید و بندهای وجودی خویش رها شده و تنها رضایت محبوب را قبله‌گاهِ خویش قرار داده است.

تمثیل‌های به‌کاررفته در این کلام، از مفاهیمِ جان‌فشانی و فرمان‌برداری مطلق حکایت دارند. عاشق خود را چون شمعی در حال سوختن و قلمی در دستِ نویسنده می‌بیند که اراده و اختیارش کاملاً در دست معشوق است و هیچ هدفی جز اجرای فرمانِ او ندارد.

معنای روان

خشنودی تو بجویم ای مولایی چون باد بزان شوم ز ناپروایی

ای محبوب و سرور من، همواره در جست‌وجوی رضایت و خشنودی تو هستم و در این راه، چنان از تعلقات دنیوی بی‌نیاز و سبک‌بال می‌شوم که گویی بادی تند و بی‌قرار در حرکت هستم.

نکته ادبی: واژه «ناپروایی» در اینجا به معنای رهایی از تعلقات و بی‌باکیِ عاشقانه است و «باد» نمادِ شتاب و حرکتِ بی‌وقفه عاشق به سوی معشوق است.

چون شمع اگر سرم ز تن بربایی همچون قلم آن کنم که تو فرمایی

اگر قرار باشد همانند شمع، هستی و وجودم را فدای عشق تو کنم و سر از تنم جدا سازی، من نیز بسانِ قلمی در دست تو، تنها آن‌چنان عمل می‌کنم که تو اراده کرده و فرمان داده‌ای.

نکته ادبی: تشبیه سر برداشتنِ شمع به مرگ عاشق، از کنایاتِ متداولِ ادبی برای بیانِ فنا و ازخودگذشتگی در مقامِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون باد

مانند کردن عاشق به باد برای نمایشِ سرعت و سبکیِ او در پیمودنِ راهِ معشوق.

کنایه سرم ز تن بربایی

کنایه از جان دادن و فدا کردنِ وجود در راهِ عشق.

تشبیه همچون قلم

مانند کردنِ خود به قلم برای تأکید بر تسلیمِ مطلق و مطیعِ محض بودن در برابر اراده‌ی معشوق.