دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۶۵

سنایی
هر چند به دلبری کنون آمده ای در بردن دل تو ذوفنون آمده ای
آلوده همه جامه به خون آمده ای گویی که ز چشم من برون آمده ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضای عاشقانه و پرشورِ مواجهه‌ای ناگهانی با معشوق را ترسیم می‌کند. شاعر در توصیف معشوق، او را دارای دو چهره می‌بیند: نخست، استادی در دلبری و ربودنِ دل که نشان از کمالِ فریبندگی او دارد و دوم، چهره‌ای که با غم و خون آلوده است و گویی از درونِ وجودِ رنج‌دیده و اشکبارِ عاشق برآمده است.

مفهومِ مرکزی این است که معشوق چنان در جانِ عاشق نفوذ کرده که گویی جدایی میانِ عاشق و معشوق از میان رفته و رنجِ عاشق، بر رخسارِ معشوق نیز اثر گذاشته است.

معنای روان

هر چند به دلبری کنون آمده ای در بردن دل تو ذوفنون آمده ای

اگرچه اکنون با قصد دلبری کردن نزد من آمده‌ای، اما در مهارتِ ربودنِ دل، استاد و دارای فنونِ بسیار هستی.

نکته ادبی: ذوفنون به معنای صاحب فنون و مهارت‌ها است که در اینجا به کنایه بر استادی معشوق در دلبری دلالت دارد.

آلوده همه جامه به خون آمده ای گویی که ز چشم من برون آمده ای

جامه‌ات سراسر به خون آلوده است؛ گویی که از درونِ چشم من بیرون آمده‌ای و چون پیوسته گریانم، از میان اشک و خونِ چشم من بیرون تراویده‌ای.

نکته ادبی: اشاره به یک باورِ شاعرانه در ادبیات کلاسیک است که معشوق در مردمک چشمِ عاشق جای دارد و چون عاشق دائماً خون‌گریه می‌کند، معشوق نیز در این مسیر آلوده به خون می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه ز چشم من برون آمده ای

کنایه از این که معشوق در دیده و جانِ عاشق جای دارد و پیوندِ میانِ آنان به قدری عمیق است که ظهورِ او در جهانِ بیرون، گویی خروج از درونِ عاشق است.

تصویرسازی استعاری آلوده همه جامه به خون آمده ای

تصویری استعاری از رنجِ بی‌کران عاشق که گویی دامانِ معشوق را نیز به خونِ دلِ او آلوده کرده است.