دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۶۳

سنایی
ای آنکه تو رحمت خدایی شده ای در چشم بجای روشنایی شده ای
از رندی سوی پارسایی شده ای اندر خور صحبت سنایی شده ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در ستایش کسی است که با پشت‌سر گذاشتن مرحله‌ بی‌قیدی و رندی، به مقامی از تقوا و کمال دست یافته که مظهر رحمت الهی محسوب می‌شود.

شاعر در این ابیات، آن شخص را همچون نوری در دیدگان دانسته و او را به دلیل تحول روحی و اخلاقی، هم‌تراز بزرگان عرصه عرفان و شایسته همنشینی با حکیم سنایی می‌داند.

معنای روان

ای آنکه تو رحمت خدایی شده ای در چشم بجای روشنایی شده ای

ای کسی که مظهر رحمت و لطف خداوند گشته‌ای، تو چنان در جان و دلم عزیز شده‌ای که گویی جایگزین روشنایی چشمانم گشته‌ای.

نکته ادبی: تشبیه 'تو' به 'روشنایی' در چشم، کنایه از عزیز بودن و حیاتی بودن حضور آن فرد برای گوینده است.

از رندی سوی پارسایی شده ای اندر خور صحبت سنایی شده ای

تو از دنیای بی‌قیدی و رندی به وادی پاکدامنی و پارسایی قدم گذاشته‌ای و به چنان شایستگی رسیده‌ای که لایق هم‌صحبتی و همنشینی با سنایی بزرگ شده‌ای.

نکته ادبی: واژه 'رندی' در اصطلاح عرفانی و ادبی به معنای بی‌قیدی، لاابالی‌گری و رهایی از تعلقات ظاهری است که در اینجا تقابل آن با 'پارسایی' مسیر رشد اخلاقی فرد را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

کنایه در چشم بجای روشنایی

به معنای عزیز، حیاتی و ضروری بودن شخص برای گوینده است.

تضاد رندی و پارسایی

تقابل میان بی‌قیدی و سرخوشی دنیوی با تقوا و پرهیزکاری معنوی برای نشان دادن سیر کمالی شخص.

تلمیح سنایی

اشاره به حکیم سنایی غزنوی، شاعر و عارف برجسته، به عنوان نماد کمال، خرد و عرفان در ادبیات فارسی.