دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۵۹

سنایی
گر تو به صلاح خویش کم نازی به با حالت نقد وقت در سازی به
در صومعه سر ز زهد نفرازی به بتخانه اگر ز بت بپردازی به

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده‌ها به نکوهش ریاکاری و خودپسندی در مسیر دین‌داری می‌پردازند. شاعر هشدار می‌دهد که تکیه بر اعمال ظاهری و فخرفروشی به زهد، نه تنها به کمال نمی‌انجامد، بلکه مانعی در راه رسیدن به حقیقت است. فضای حاکم بر این سخن، فضایی دعوت‌گرانه به سوی اخلاص و حضور قلبی است.

مفهوم بنیادینِ این سخن، ترجیحِ پاک‌سازیِ درون از تعلقاتِ نفسانی بر انجامِ تشریفاتِ ظاهریِ مذهبی است. شاعر معتقد است که عبادتِ حقیقی، گره‌گشایی از کارِ لحظه و رهایی از بندِ غرور است، نه صرفاً حضور در صومعه یا تظاهر به زهد، چرا که خانه دل باید از هرگونه بتِ خودخواهی پاک شود تا حقیقت جلوه‌گر گردد.

معنای روان

گر تو به صلاح خویش کم نازی به با حالت نقد وقت در سازی به

اگر به پاک‌دامنی و دین‌داری خود کمتر فخر بفروشی بهتر است و اگر با شرایطِ کنونیِ زندگی‌ات در صلح و سازش باشی، برایت نیکوتر است.

نکته ادبی: صلاح به معنای پارسایی است و نقدِ وقت در اصطلاح عرفانی به معنای غنیمت شمردنِ لحظه‌ی حال است. واژه «به» در انتهای مصراع‌ها در فارسی کهن به معنای «بهتر است» به کار می‌رود.

در صومعه سر ز زهد نفرازی به بتخانه اگر ز بت بپردازی به

بهتر است در عبادتگاه نیز به خاطر زهد و پارسایی‌ات دچار غرور و خودبینی نشوی؛ بلکه اگر بت‌های درون (هوس‌ها و تعلقات) را از دل بیرون کنی، به حقیقت رسیده‌ای.

نکته ادبی: سرافرازی کنایه از تکبر و غرور است. بتخانه استعاره از قلب آدمی است و بت استعاره از دلبستگی‌های دنیوی و هواهای نفسانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سرافرازی

به معنای تفاخر، خودبزرگ‌بینی و فخرفروشی است که با کنایه از «بالا گرفتن سر» بیان شده است.

استعاره بت

نمادی از تعلقات دنیوی، هواهای نفسانی و خودخواهی‌هایی است که قلب انسان را به بتخانه تبدیل کرده است.

تضاد صومعه و بتخانه

تقابل میان عبادتگاه ظاهری و محل پرستشِ بت‌ها برای تأکید بر اینکه ظاهرِ عبادت بدون پاکیِ درون فاقد ارزش است.