دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۵۳

سنایی
گفتی گله کرده ای ز من با که و مه بهتان چنین بر من بیچاره منه
از تو به کسی گله نکردم بالله گفتم که اگر نکوترم داری به

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، گفتگویی عاشقانه میان دو یار جریان دارد. معشوق، عاشق را متهم به گلایه و بدگویی در نزد دیگران کرده است، اما عاشق با بیانی صادقانه و لحنی حاکی از وفاداری، این اتهام را کاملاً رد می‌کند و بر پاکی نیت و رفتار خود سوگند می‌خورد.

شاعر در اینجا به ترسیم فضای سوءتفاهم میان دو دلداده می‌پردازد؛ جایی که یکی از سرِ بدگمانی یا سخن‌چینی دیگران، بر دیگری خرده می‌گیرد و آن دیگری می‌کوشد تا با بیانی صریح و سوگند به مقدسات، غبار تردید را از میان بردارد و وفاداری خود را اثبات کند.

معنای روان

گفتی گله کرده ای ز من با که و مه بهتان چنین بر من بیچاره منه

در مصراع نخست به معشوق می‌گوید: به من گفتی که در میان همه مردم، کوچک و بزرگ، از تو شکایت و گلایه کرده‌ام؛ در مصراع دوم می‌افزاید: چنین تهمتِ بی‌پایه و دروغینی را به من که درمانده‌ام، نسبت نده.

نکته ادبی: «که و مه» استعاره از عموم مردم و همه افراد است. «بهتان» در اینجا به معنای تهمت و افترا به کار رفته است.

از تو به کسی گله نکردم بالله گفتم که اگر نکوترم داری به

در مصراع نخست سوگند می‌خورد که: به خدا قسم که من نزد هیچ‌کس درباره تو بدگویی نکردم؛ در مصراع دوم توضیح می‌دهد: من تنها گفتم که اگر تو شخص بهتری از من داری، مختار و آزاد هستی.

نکته ادبی: «بالله» سوگند به خداوند است برای تأکید بر راست‌گویی. مصراع دوم لحنی مشروط دارد که نشان‌دهنده احترام عاشق به حق انتخاب معشوق است.

آرایه‌های ادبی

مجاز که و مه

اشاره به کوچک و بزرگ و کنایه از همگان.

سوگند بالله

تأکید بر صداقت و زدودن اتهام از خود.

تضاد که و مه

مقابله دو واژه برای رساندن مفهوم فراگیری.