دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۵۲

سنایی
ای معتبران شهر والیتان کو تابنده خدای در حوالیتان کو
وی قوم جمال صدر عالیتان کو زیبای زمانه بلمعالیتان کو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر با لحنی پرسشگر و توبیخ‌آمیز، مخاطبان خود را که دل‌خوش به اعتبار و مقام‌های ظاهری در جامعه هستند، به چالش می‌کشد. او می‌پرسد در حالی که شما مدعی جایگاه‌های بلند اجتماعی هستید، آن حقیقتِ تابناکِ الهی و آن جمالِ معنوی که باید در رفتار و وجود شما جاری باشد، کجا رفته است؟ در واقع، هدف شاعر دعوت به بازگشت به اصلِ معنا و نور الهی در برابر ظواهر پر زرق و برق دنیاست.

معنای روان

ای معتبران شهر والیتان کو تابنده خدای در حوالیتان کو

ای کسانی که در این شهر به اعتبار و جایگاه خود می‌بالید، آن حقیقتِ ناب که به اعتبار شما معنا می‌بخشد کجاست؟ و آن پرتوِ نورانیِ خداوند که باید پیرامون و محیط زندگی شما را روشن کند، کجا پنهان مانده است؟

نکته ادبی: واژه 'والی' در اینجا علاوه بر معنای حاکم، به کنایه از صاحب‌منصب بودن و اعتبار به کار رفته است.

وی قوم جمال صدر عالیتان کو زیبای زمانه بلمعالیتان کو

ای مردمی که مدعی بلندمرتبگی و صدرنشینی هستید، آن کمال و زیباییِ درونی که شایسته این مقام است کجا رفته؟ و آن جمالِ بی‌بدیلِ روزگار که باید در کارهای عالی و ارزشمند شما نمود پیدا کند، در کدام سو گم شده است؟

نکته ادبی: عبارت 'بلمعالی' به معنای 'به کارهای والا و رفیع' است و اشاره به نمودِ زیبایی در عملِ انسان دارد.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری کو

تکرارِ پرسش برای تأکید بر فقدانِ معنویت و حقیقت در میانِ کسانی که تنها به ظواهر می‌پردازند.

ندا ای معتبران، وی قوم

خطاب قرار دادن مخاطبان برای جلب توجه و برانگیختن وجدان آن‌ها.

استعاره تابنده خدای

اشاره به نور معرفت و فیض الهی که باید در زندگی انسان متجلی باشد.