دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۵۰

سنایی
اندر ره عشق دلبران صادق کو عذر است همه زاویه ها وامق کو
یک شهر همه طبیب شد حاذق کو گیتی همه نطقست یکی ناطق کو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوه و پرسش بنیادین شاعر از فقدان حقیقت و اصالت در عصر خویش است. شاعر با نگاهی منتقدانه به وضعیت جامعه، از اینکه ظاهرگرایی جایگزین معنا شده و ادعاها بسیار اما اهلِ عمل انگشت‌شمارند، گلایه می‌کند.

تم اصلی این سروده‌ها، جستجوی 'انسانِ کامل' یا 'عاشقِ راستین' در میان هیاهوی مدعیان است. شاعر با استفاده از پرسش‌های پیاپی، بر این حقیقت تأکید می‌ورزد که کمیتِ ظاهریِ مدعیان، دلیلی بر کیفیتِ وجودی آنان نیست و حقیقت در میان این همه ادعای توخالی گم شده است.

معنای روان

اندر ره عشق دلبران صادق کو عذر است همه زاویه ها وامق کو

در راه عشقِ آن یاران و دلبری که شایسته پرستش هستند، کسی که در عشق خود صادق و بی‌ریا باشد، کجاست؟

نکته ادبی: واژه دلبران استعاره از معشوق حقیقی یا جایگاه‌های عالی معنوی است که کمتر کسی در راه آن به صدق و راستی گام برمی‌دارد.

یک شهر همه طبیب شد حاذق کو گیتی همه نطقست یکی ناطق کو

تمام گوشه و کنارها پر از بهانه‌تراشی و سخنان بی‌اساس است؛ آن عاشقِ شوریده و وفاداری که همچون وامق به پای معشوق خود بسوزد و بسازد، کجاست؟

نکته ادبی: وامق نام قهرمان داستان عاشقانه کهن وامق و عذرا است که به عنوان نمادِ عاشق راستین و وفادار به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری کو

استفاده مکرر از پرسشِ کو برای تأکید بر عدم وجود افرادِ شایسته و حقیقی در جامعه.

تلمیح وامق

اشاره به شخصیت وامق در داستان وامق و عذرا به عنوان نمادِ عشقِ راستین و وفادار.

تضاد همه / یکی

تقابل میان کثرتِ مدعیان و نایابیِ حقیقت که نشان‌دهنده پوچی ادعاهای همگانی است.