دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۴۶

سنایی
ای همت صد هزار کس در پی تو وی رنگ گل و بوی گلاب از خوی تو
ای تعبیه جان عاشقان در پی تو ای من سر خویش کشته ام در پی تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عمیق شاعر نسبت به محبوب است. فضای حاکم بر شعر، سرشار از ستایش، حیرت و تسلیم در برابر زیبایی و جلال معشوق است که در آن، محبوب فراتر از یک موجود عادی، سرچشمه‌ی کمالات و یگانه هدفِ نهایی جان‌های بی‌قرار معرفی می‌شود.

شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های لطیف، تلاش می‌کند جایگاه رفیع معشوق را که همگان در آرزوی او هستند و او خود تجسمِ طراوت و پاکی است، به تصویر بکشد و در نهایت، فداکاریِ جان‌باخته‌ی خویش را در راهِ رسیدن به این مقصودِ والا اعلام کند.

معنای روان

ای همت صد هزار کس در پی تو وی رنگ گل و بوی گلاب از خوی تو

ای کسی که آرزو و همتِ صدها هزار نفر در پی رسیدن به توست و ای کسی که زیباییِ گل و رایحه‌ی خوشِ گلاب، تنها بازتابی از خوی و خصلت‌های نیکوی توست.

نکته ادبی: واژه خوی در اینجا به معنای سرشت و طینت است و انتسابِ بوی گلاب به خویِ معشوق، نشان‌دهنده‌ی تجلیِ صفاتِ درونی در زیباییِ بیرونی است.

ای تعبیه جان عاشقان در پی تو ای من سر خویش کشته ام در پی تو

ای کسی که جانِ عاشقان در وجودشان گویی برای تو تعبیه شده و در پیِ توست؛ ای معشوق، من در راه رسیدن به تو، از جان و سر خویش گذشته‌ام و خود را فدا کرده‌ام.

نکته ادبی: تعبیه در اینجا به معنای قرار دادن و گماشتن است؛ یعنی جانِ عاشقان در پیِ تو گماشته شده است و تعبیر سر کشتن کنایه از فدا کردن جان و هستی است.

آرایه‌های ادبی

اغراق صد هزار کس

استفاده از عدد برای نشان دادن کثرتِ زیادِ مشتاقان و محبوبیتِ بی‌حد معشوق.

استعاره و تشبیه رنگ گل و بوی گلاب

تشبیه خصلت‌های درونیِ معشوق به زیبایی و رایحه‌ی خوشِ طبیعت برای ملموس‌تر کردنِ پاکیِ او.

کنایه سر خویش کشته ام

اشاره به ایثار و گذشتن از جان و هستی در مسیرِ عشق و ارادت به محبوب.