دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۴۱

سنایی
ای مفلس ما ز مجلس خرم تو دل مرد رهی را که برآمد دم تو
شد بر دو کمان سنایی پر غم تو یا ماتم دل دارد یا ماتم تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در زمره اشعار عاشقانه-عرفانی است که با تکیه بر مفاهیم بنیادینِ ادبیات کلاسیک فارسی، به واکاویِ دردمندیِ عاشق در برابرِ معشوق می‌پردازد. فضا، فضایی سرشار از اندوهِ عمیق و شوریدگی است که در آن، شاعر از تضادِ میانِ ظواهرِ مجلس و احوالِ درونیِ عاشق سخن می‌گوید.

درون‌مایه اصلی، بیانِ این حقیقت است که در طریقتِ عشق، کمالِ زیباییِ معشوق مستلزمِ پذیرشِ درد است. شاعر در این قطعه، خود را میان دو سوگِ عمیق؛ یعنی سوگِ دلِ خویش و سوگِ هجرانِ معشوق، سرگردان نشان می‌دهد.

معنای روان

ای مفلس ما ز مجلس خرم تو دل مرد رهی را که برآمد دم تو

ای کسی که ما در مجلسِ پرشور و شادی‌بخشِ تو، تمام هستی و داراییِ خود را از دست داده و تهی‌دست شده‌ایم؛ دلِ آن سالکِ راهِ حقیقت که عمرش به پایان رسیده، در گروِ توجهِ توست.

نکته ادبی: واژه مفلس در این سیاق کنایه از فقرِ معنوی در برابرِ تجلیِ جمالِ محبوب است و مردِ ره به سالکانِ طریقِ حقیقت اشاره دارد.

شد بر دو کمان سنایی پر غم تو یا ماتم دل دارد یا ماتم تو

سنایی به واسطه‌یِ ابروانِ کمان‌شکلِ تو، سرتاپا اندوهگین شده است؛ چرا که او اکنون یا در ماتمِ دلِ شکسته و بی‌قرارِ خود نشسته است و یا در عزایِ دوری از تو سوگوار است.

نکته ادبی: ترکیب دو کمان استعاره‌ای مشهور در ادبیاتِ فارسی برای ابروانِ معشوق است که در اینجا عاملِ اصلیِ ایجادِ غم برای عاشق معرفی شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دو کمان

اشاره به ابروانِ یار که با زیبایی و تیرگیِ خود، گویی تیری به سویِ عاشق پرتاب می‌کنند.

تضاد مجلس خرم و فقر

همنشینیِ واژگانِ شادی‌بخش و تعابیرِ ناخوشایند که بیانگرِ تناقضِ درونیِ عاشق است.

تکرار ماتم

تکرارِ واژه ماتم برای تأکید بر شدتِ اندوه و دوگانه بودنِ علتِ سوگواری.