دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۳۸

سنایی
آنی که عدو چو برگ بیدست از تو در حسن زمانه را نویدست از تو
مه را به ضیا هنوز امیدست از تو این رسم سیه گری سپیدست از تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش شخصی والامقام سروده شده که جایگاه او فراتر از معیارهای عادی است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، حضور او را مایه وحشت دشمنان و در عین حال، منبع فیض، زیبایی و روشنایی برای جهان هستی معرفی می‌کند.

در این کلام، شاعر با استعاره‌پردازی به این نکته اشاره دارد که این شخص نه تنها بر زمینیان تأثیرگذار است، بلکه حتی ماه نیز برای کسب نور به او نیازمند است. این بازتاب‌دهنده دیدگاه شاعر نسبت به کمال مطلق یا ویژگی‌های بی‌مانند ممدوح است که می‌تواند تاریکی‌های وجودی و اخلاقی را به روشنایی و پاکی بدل کند.

معنای روان

آنی که عدو چو برگ بیدست از تو در حسن زمانه را نویدست از تو

تو آن‌چنان بزرگواری هستی که دشمن در برابر هیبت تو مانند برگ درخت بید می‌لرزد و در زمینه زیبایی، تو نویدبخش و مایه امید برای کل زمانه هستی.

نکته ادبی: ترکیب «برگ بید» به عنوان کنایه از لرزیدن و ترس شدید به کار رفته است. همچنین واژه «نوید» در اینجا به معنای وعده نیک و پیام‌آور زیبایی است.

مه را به ضیا هنوز امیدست از تو این رسم سیه گری سپیدست از تو

حتی ماه آسمان نیز برای کسب روشنایی و نور همچنان به تو چشم امید دارد و تو آن‌قدر درخشان و پرفروغی که رسم تیرگی و سیاهی‌ها را به سپیدی و پاکی بدل می‌کنی.

نکته ادبی: واژه «ضیا» به معنای روشنایی و پرتو است. تقابل میان «سیه‌گری» (تیرگی) و «سپید» (سفیدی/پاکی) نشان‌دهنده قدرت تحول‌بخش ممدوح است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عدو چو برگ بید

تشبیه دشمن به برگ بید برای نشان دادن شدت ترس و لرزش او در برابر عظمت ممدوح.

تضاد سیه‌گری و سپید

به‌کارگیری دو واژه متضاد برای نشان دادن قدرت تبدیل تاریکی به روشنایی توسط مخاطب شعر.

مجاز و کنایه امیدِ ماه به ضیا

استعاره‌ای است که نشان می‌دهد زیبایی یا روشناییِ ممدوح از ماه نیز فراتر است و ماه در پیشگاه او کوچک شمرده می‌شود.