دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۳۷

سنایی
ای قامت سرو گشته کوتاه به تو در شب مرو ای شده خجل ماه به تو
گر رنج رسد مباد ناگاه به تو آن رنج رسد به من پس آنگاه به تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه کوتاه بازتاب‌دهنده اوجِ ستایش و شیفتگی عاشق نسبت به معشوق است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های سنتیِ شعر فارسی، زیبایی و شکوه معشوق را برتر از مظاهر طبیعت، یعنی درخت سرو و ماه می‌داند و فضایی مملو از حیرت و ستایش خلق کرده است.

در بخش دوم، درون‌مایه شعر از ستایش به سمت تعهد و فداکاریِ عاطفی تغییر جهت می‌دهد. عاشق با آرزوی محافظت از معشوق، نوعی ایثار قلبی را به نمایش می‌گذارد که در آن، تحمل رنج و سختیِ پیش‌ِ‌رو، پیش از آنکه معشوق را آزرده کند، بر عهده عاشق قرار می‌گیرد.

معنای روان

ای قامت سرو گشته کوتاه به تو در شب مرو ای شده خجل ماه به تو

ای کسی که زیبایی و بلندی قامت تو، درخت سرو را در برابر تو کوتاه و بی‌مقدار کرده است؛ ای کسی که ماه در برابر درخشش تو شرمگین می‌شود، خواهش می‌کنم شب‌هنگام از خانه بیرون مرو.

نکته ادبی: سرو نمادِ تناسب اندام و بلندی قامت است. ماه نمادِ زیبایی و درخشش چهره. تقابل میان قامت معشوق و سرو، و چهره معشوق و ماه، اغراقی در ستایش است.

گر رنج رسد مباد ناگاه به تو آن رنج رسد به من پس آنگاه به تو

اگر روزی قرار است سختی یا رنجی برای تو پیش بیاید، امیدوارم هرگز ناگهانی نباشد؛ بلکه پیش از آنکه به تو برسد، ابتدا به من برسد و من آن را تحمل کنم.

نکته ادبی: رنج در اینجا به معنای بلا و گرفتاری است. این بیت نشان‌دهنده ایثار و خودگذرانی عاشق است که پیش‌دستی در رنج‌کشی را نشانه عشق راستین می‌داند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و اغراق قامت سرو گشته کوتاه به تو

تشبیه قامت معشوق به سرو و بلندتر دانستن او از آن، برای تاکید بر کمال زیبایی است.

تشخیص (جان‌بخشی) شده خجل ماه به تو

نسبت دادن صفت شرمگینی به ماه به دلیل درخشش بیش از حد چهره معشوق که ماه را بی‌رونق کرده است.

مضمون‌پردازی آن رنج رسد به من

بیانگر فداکاری و جان‌نثاری عاشق در برابر بلایا و بلاگردانی برای معشوق.