دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۳۲

سنایی
در جنب گرانی تو ای نوشتکین حقا که کم از نیست بود وزن زمین
وین از همه طرفه تر که در چشم یقین تو هیچ نه و از تو گرانی چندین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایشِ مبالغه‌آمیزِ شخصی به نام «نوشتکین» سروده شده است که شاعر در آن‌ها با تکیه بر مفاهیمِ متعالی، او را چنان والا می‌داند که هستیِ مادیِ جهان در برابرِ قدر و منزلتِ او رنگ می‌بازد.

شاعر در این قطعه، تقابلِ زیبایی میان «هیچ بودن» و «گران‌سنگ بودن» ترسیم می‌کند تا نشان دهد که ارزشِ والایِ معنوی، لزوماً به هستیِ ظاهری وابسته نیست و می‌تواند حتی در اوجِ فروتنی یا نیستیِ خودخواسته، متجلی شود.

معنای روان

در جنب گرانی تو ای نوشتکین حقا که کم از نیست بود وزن زمین

در قیاس با ارزش و اعتبارِ وجودی تو ای نوشتکین، به راستی که سنگینیِ کلِ جهان در برابرِ تو، از عدم و هیچ‌بودن هم کمتر است.

نکته ادبی: «گرانی» در اینجا استعاره از وقار و منزلت است و «در جنب» به معنای در کنار و در برابر است که رابطه قیاسی ایجاد می‌کند.

وین از همه طرفه تر که در چشم یقین تو هیچ نه و از تو گرانی چندین

و شگفت‌انگیزتر اینکه در نگاهِ حقیقت‌بین و عارفانه، تو هیچ وجودِ مادی و ظاهری نداری، اما با وجودِ این نیستی، چنین وقار و ارزشِ عظیمی از تو مشاهده می‌شود.

نکته ادبی: «چشم یقین» کنایه از بصیرتِ قلبی است که ظاهر را می‌بیند و «هیچ» در اینجا به معنای عدمِ تعلّق به عالمِ مادی است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه کم از نیست بود وزن زمین

شاعر برای تأکید بر عظمت ممدوح، وزن کل زمین را در مقایسه با او هیچ‌انگاشته است.

پارادوکس (متناقض‌نما) تو هیچ نه و از تو گرانی چندین

جمع میان «هیچ بودن» (نیستی) و «گرانی» (سنگینی و ارزش) که تضادی ظاهری برای بیان حقیقتی عمیق است.

استعاره گرانی

به کار بردنِ وزن و سنگینی برای نشان دادنِ ارزشِ معنوی و وقارِ شخص.