دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۳۰

سنایی
از عشوهٔ چرخ در امانم ز تو من و آزاد ز بند این و آنم ز تو من
هر چند ز غم جامه درانم ز تو من والله که نمانم ار بمانم ز تو من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر قدرتِ رهایی‌بخشِ عشق تأکید دارند. شاعر بیان می‌کند که دل‌بستن به محبوب، او را از فریب‌های روزگار و وابستگی‌های دنیوی مصون داشته و به جایگاهی از آزادگی رسانده است.

در عین حال، شاعر به شدتِ رنج و بی‌قراری خود در راهِ عشق اشاره دارد و تأکید می‌کند که عشق همزمان با رهایی، دردی جانکاه به همراه دارد که ادامه حیات بدون محبوب را برای او غیرممکن می‌سازد.

معنای روان

از عشوهٔ چرخ در امانم ز تو من و آزاد ز بند این و آنم ز تو من

به برکت عشق تو، از فریب‌ها و نیرنگ‌های روزگار در امان هستم و به خاطر تو از قید و بند وابستگی‌های دنیوی و مردم رها شده‌ام.

نکته ادبی: چرخ در ادبیات کلاسیک نماد روزگار و فلک است و عشوه به معنای فریب و بازیگریِ روزگار به کار رفته است که با عشق به محبوب خنثی شده است.

هر چند ز غم جامه درانم ز تو من والله که نمانم ار بمانم ز تو من

اگرچه به خاطر دوری و غمِ تو، بی‌قرار و گریبان‌چاک هستم، به خدا سوگند که اگر بخواهم در این حالِ دردناک بمانم، دیگر تابِ زنده ماندن نخواهم داشت.

نکته ادبی: جامه دران کنایه از نهایتِ غم و بی‌آرامی است و جمله نمانم ار بمانم پارادوکسی است که تضادِ بینِ تداومِ ظاهریِ حیات و فروپاشیِ روحی را بیان می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره چرخ

اشاره به روزگار و تقدیر که به چرخِ گردون تشبیه شده است.

کنایه جامه دران

نشان‌دهنده بی‌تابی و اندوهِ بسیار در فرهنگِ ادب فارسی.

پارادوکس (تناقض) نمانم ار بمانم

تضادِ ظاهری در ماندن و نماندن برای بیانِ غیرممکن بودنِ ادامه حیات در شرایطِ سختِ عشق.

تضاد بند و آزاد

تقابل میان اسارت در دامِ دنیا و آزادیِ معنوی به واسطه عشق.