دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۲۹

سنایی
چون آمد شد بریدم از کوی تو من دانم نرهم ز گفت بد گوی تو من
بر خیره چر آنگ ه کنم سوی تو من بر عشق تو عاشقم نه بر روی تو من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر عشقی عمیق و فراتر از ظواهر دنیوی است. شاعر در این قطعه، گسست از دیدارهای ظاهری و هجمه بدگویان را بهانه‌ای برای اثبات خلوص نیت خود قرار می‌دهد و بر این نکته پای می‌فشارد که دلبستگی او، پیوندی ریشه‌دار با ذات و حقیقتِ عشق است، نه کششی گذرا به زیبایی‌های ظاهری.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی از معرفت و استغنای درونی است. شاعر با کنار نهادنِ وابستگی به چهره و رویِ معشوق، به مقامی می‌رسد که در آن، حتی با وجود دوری از کوی یار و تحملِ ملامتِ دیگران، همچنان در بندِ عشق باقی می‌ماند و این نشان از بلوغ عاطفی و عرفانی او دارد.

معنای روان

چون آمد شد بریدم از کوی تو من دانم نرهم ز گفت بد گوی تو من

از آنجایی که دیدارهای ما قطع شده و دیگر نمی‌توانم به کوی تو بیایم، می‌دانم که از زخم‌زبان‌ها و سخنان ناروای بدگویانِ تو در امان نخواهم بود و گریزی از آن ندارم.

نکته ادبی: ترکیب «آمد و شد» در اینجا به معنای رفت‌ و آمد و دیدار است. «کوی» استعاره از حریم حضور معشوق است.

بر خیره چر آنگ ه کنم سوی تو من بر عشق تو عاشقم نه بر روی تو من

اصلاً چرا باید بیهوده و بی‌هدف به تو نگاه کنم؟ من عاشقِ اصلِ عشقِ تو هستم، نه اینکه صرفاً مجذوبِ صورت و چهره ظاهری تو شده باشم.

نکته ادبی: «خیره» در اینجا به معنای بیهوده و بی‌دلیل است. تقابل میان «عشق» و «روی» کلید معنایی بیت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد عشق تو عاشقم نه بر روی تو من

تقابل میان امرِ معنوی (عشق) و امرِ مادی (روی) برای بیان تعالیِ مرتبه محبت شاعر.

تکرار من

تکرار ضمیر «من» در پایان مصراع‌ها، بر فردیت و پافشاری عاشق بر عقیده خود تاکید دارد.

کنایه آمد شد بریدم

کنایه از قطعِ رابطه و دوری جستن از حریمِ یار به دلیل شرایط محیطی.