دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۲۲

سنایی
گر کرده بدی تو آزمون دل من دل بسته نداری تو بدون دل من
گر آگاهی از اندرون دل من زینگونه نکوشی تو به خون دل من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شکوهِ عاشق از معشوقی است که بی‌پروا و بی‌رحمانه قلبِ او را آزرده است. شاعر با زبانی پرسش‌گر و دردمند، از معشوق می‌خواهد که به صداقت و عمقِ وفاداری او پی ببرد و دست از شکنجه‌ی روحی او بردارد. فضا، فضایِ غربت و تنهاییِ عاشق است که در جستجویِ درک‌شدن از سویِ محبوبِ بی‌اعتناست.

درونمایه‌ی اصلی این شعر، گلایه از بی‌مهری است؛ عاشق معتقد است که اگر معشوق به عمقِ فداکاری‌های او آگاه بود و قلبِ او را به درستی محک زده بود، هرگز چنین ستمی به او روا نمی‌داشت و با خونِ دلِ او بازی نمی‌کرد.

معنای روان

گر کرده بدی تو آزمون دل من دل بسته نداری تو بدون دل من

اگر تو قلب مرا آزموده‌ای و آن را محک زده‌ای، باید بدانی که هیچ دلی به اندازه‌ی دل من به تو وابسته نیست و نمی‌توانی کسی را بیابی که بدون تو، این‌گونه صادقانه به تو دل بسته باشد.

نکته ادبی: آزمون به معنای امتحان و محک‌زدن است و دل‌بسته اشاره به وابستگی عاطفی و وفاداری عمیق دارد.

گر آگاهی از اندرون دل من زینگونه نکوشی تو به خون دل من

اگر به راستی از آنچه در عمق قلب من می‌گذرد خبر داشتی و از دردهای پنهان آن باخبر بودی، هرگز این‌چنین برای نابود کردن و به خون کشیدنِ قلب من تلاش نمی‌کردی.

نکته ادبی: کوشیدن به خون استعاره‌ای است از آزار دادن بی‌حد و حصر که منجر به جریحه‌دار شدن روح و روان عاشق می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه به خونِ دلِ من کوشیدن

تلاش برای آزار دادن و جریحه‌دار کردنِ قلب که کنایه از شکنجه‌ی شدید روحی است.

تکرار دلِ من

تکرارِ «دلِ من» در پایان تمامی مصراع‌ها که نشان‌دهنده‌ی تمرکزِ مطلق شاعر بر موضوعِ قلب و عواطف است.