دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۱۸

سنایی
با من شب و روز گرم بودی به سخن تا چون زر شد کار تو ای سیمین تن
برگشتی از دوست تو همچون دشمن بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شکوهِ عاشق از بی‌وفاییِ معشوقی است که پس از رسیدن به کامیابی و رفاه، مهر و محبت پیشین را فراموش کرده و با تغییر موضع، رفتاری خصمانه در پیش گرفته است. شاعر با زبانی صریح، تضاد میان ظاهر آراسته و باطنِ پیمان‌شکنِ معشوق را به نقد می‌کشد و از این دگرگونیِ رفتاریِ ناگهانی که پس از دورانِ نیاز رخ داده، ابراز ناخشنودی می‌کند.

درونمایه اصلی اثر، بی‌اعتباریِ عهدهای انسانی و وابستگیِ اخلاقِ برخی افراد به شرایطِ مالی و اجتماعی‌شان است. شاعر به خوبی نشان می‌دهد که چگونه رفاهِ مادی می‌تواند منجر به زوالِ پیوندهای عاطفی و جایگزینیِ دوستی با دشمنی شود.

معنای روان

با من شب و روز گرم بودی به سخن تا چون زر شد کار تو ای سیمین تن

ای کسی که پیکری زیبا و درخشان چون نقره داری، زمانی که نیازمند بودی شب و روز با من هم‌سخن و صمیمی بودی، اما به محض اینکه کارت رونق گرفت و ثروتمند شدی، رفتارت تغییر کرد.

نکته ادبی: سیمین‌تن استعاره‌ای برای توصیف زیبایی محبوب است و زر شدن کار کنایه از موفقیت مادی و ثروتمند شدن است.

برگشتی از دوست تو همچون دشمن بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من

حالا که به جایی رسیده‌ای، با من که دوست و همراه تو بودم، چنان بیگانه شدی که گویی دشمنی؛ من هرگز زیبارویی ندیده‌ام که تا این اندازه پیمان‌شکن و بی‌وفا باشد.

نکته ادبی: بدعهد به معنای کسی است که به قول خود پایبند نیست و نکوروی به معنای صاحب چهره‌ای نیکو است که در اینجا تضاد میان زیبایی ظاهری و بی‌وفایی باطنی را برجسته می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره سیمین‌تن

تشبیه محبوب به نقره برای بیان زیبایی و درخشش پوست او.

کنایه زر شد کار تو

کنایه از به دست آوردن ثروت و رونق گرفتن کسب و کار.

تشبیه همچون دشمن

مانند کردنِ رفتارِ سرد و بیگانه معشوق به رفتارِ دشمن برای نشان دادن عمقِ دوری او.

تضاد (طباق) دوست و دشمن

به کار بردن دو واژه متضاد برای تأکید بر تغییرِ رفتار و تغییرِ جایگاه معشوق در نظرِ شاعر.