دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۱۷

سنایی
گه یار شوی تو با ملامت گر من گه بگریزی ز بیم خصم از بر من
بگذار مرا چو نیستی در خور من تو مصلح و من رند نداری سر من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر آشفتگی و عدم ثبات در رابطه میان شاعر و مخاطبی است که به دلیل ترس از ملامت دیگران یا هراس از دشمنان رفتاری متناقض و ناپایدار از خود نشان می‌دهد.

در نهایت شاعر با لحنی قاطع و صریح تضاد عمیق میان جهان‌بینی رندانه‌ی خود و نگرش اصلاح‌طلبانه‌ی مخاطب را بیان کرده و به دلیل نبود تفاهم و سنخیت راه جدایی را پیش می‌گیرد.

معنای روان

گه یار شوی تو با ملامت گر من گه بگریزی ز بیم خصم از بر من

گاهی با کسانی که مرا سرزنش می‌کنند هم‌نوا می‌شوی و گاهی از ترس دشمنان از کنار من می‌گریزی.

نکته ادبی: ملامت‌گر به معنای سرزنش‌کننده است که در اینجا اشاره به کسانی دارد که شاعر را به خاطر سبک زندگی‌اش شماتت می‌کنند.

بگذار مرا چو نیستی در خور من تو مصلح و من رند نداری سر من

چون شایستگی و تناسب همراهی با من را نداری مرا به حال خود رها کن؛ تو در پی اصلاح و نظم هستی و من یک رند بی‌قید و بند، بنابراین تو نمی‌توانی افکار و جهان‌بینی مرا درک کنی.

نکته ادبی: رند در ادبیات کلاسیک فارسی نماد شخصی است که از قید و بندهای ظاهری و ریاکارانه رها شده و مصلح در اینجا تضادی کامل با این مفهوم دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد مصلح و رند

قرار گرفتن دو واژه با مفاهیم متضاد برای نشان دادن عدم سنخیت روحی شاعر و مخاطب.

کنایه نداری سر من

کنایه از اینکه تو طرز فکر، دیدگاه و سبک زندگی مرا درک نمی‌کنی و با آن همراه نیستی.