دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۱۱

سنایی
ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس طرفه ست که جز با تو نیامیزد خس
هشدار که تا با تو کم آمیزد خس زیرا همه آب دیده ها ریزد خس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویری نمادین از تقابلِ زلالِ دیدگان با عواملِ مزاحم و غبارهای دنیوی ارائه می‌دهد. شاعر با هوشمندی، «خس» یا خاشاک را استعاره‌ای از افکارِ آزاردهنده، رنج‌های بیهوده و تعلقاتِ پستِ دنیوی دانسته که با ورود به حریم دیدگان، موجبِ کدورت و ناپاکیِ جان می‌شود.

مفهومِ بنیادینِ این کلام، دعوت به هشیاری و پاسداری از حریمِ نگاه و دل در برابرِ هجومِ ناپاکی‌هاست تا زلالی و پاکیِ فطریِ آدمی، دست‌خوشِ تیرگی و سیلابِ اشک نگردد.

معنای روان

ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس طرفه ست که جز با تو نیامیزد خس

ای چشم، جای شگفتی است که هرگونه خاشاک و گرد و غباری که در جهان برمی‌خیزد، تنها راهش را به سوی تو می‌جوید و بر تو می‌نشیند.

نکته ادبی: «خس» در اینجا استعاره از آلودگی‌های روحی و افکار دنیوی است که به دلیل سبکی و ناچیزی به خاشاک تشبیه شده است.

هشدار که تا با تو کم آمیزد خس زیرا همه آب دیده ها ریزد خس

عجیب است که این خاشاک و ناپاکی‌های ناچیز، تنها با تو محشور و همراه می‌شوند و گویی در جای دیگری آرام نمی‌گیرند.

نکته ادبی: «طرفه» به معنای شگفت‌انگیز و نادر است و بر تعجبِ شاعر از این هم‌نشینیِ نازیبا دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه خس

استعاره از افکار بیهوده، غم‌ها و تعلقاتِ حقیر دنیوی که موجب آلودگی و کدورتِ ذهن می‌شوند.

کنایه آب دیده

به معنای اشک و اندوهی که در پیِ ورودِ ناپاکی‌ها به حریمِ دل و دیده حاصل می‌شود.

تشخیص نیامیزد خس

نسبت دادنِ اراده به خاشاک برای انتخابِ چشم به عنوان هم‌نشین که بر غلبه‌ی ناخودآگاهِ افکارِ منفی بر ذهن دلالت دارد.