دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۰۹

سنایی
در بند بلای آن بت کش بودن صد بار بتر زان که در آتش بودن
اکنون که فریضه ست بلاکش بودن خوش باید بود وقت ناخوش بودن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندیشه‌ای عمیق در بابِ رنجِ عشق و مواجهه خردمندانه با آن است. شاعر معتقد است که گرفتاری در دامِ عشق و رنج‌های برآمده از آن، چنان دشوار و سوزاننده است که گویی جانِ آدمی در آتش است؛ با این حال، چون این بلاکش بودن در طریقِ عشق، امری گریزناپذیر و به نوعی فریضه و تکلیفِ عاشقی است، والاترین کنشِ عاشقانه این است که با گشاده‌رویی و پذیرش، با سختی‌ها کنار بیاییم.

در واقع، پیام اصلی این است که انسانِ عاشق در میان طوفانِ محنت، نباید تسلیمِ یأس شود. گذار از تحملِ منفعلانه رنج به سوی پذیرشِ فعالانه و خرسندانه آن، نشانگرِ کمالِ روحیِ عاشق است؛ به این معنا که وقتی تقدیر یا راهِ عشق، انسان را در محنت قرار داده است، حفظِ آرامش و خوش‌بینی در میانِ دشواری‌ها، وظیفه نهایی است.

معنای روان

در بند بلای آن بت کش بودن صد بار بتر زان که در آتش بودن

گرفتار شدن در بندِ بلایی که از جانبِ آن معشوقِ زیبا و دلربا بر عاشق تحمیل می‌شود، صدها برابر از سوختن در آتشِ سوزان، جانکاه‌تر و دردناک‌تر است.

نکته ادبی: واژه 'بت' در متون کلاسیک فارسی استعاره از معشوقی است که همچون بتِ زیبا و پرستیدنی، عاشق را به سوی خود می‌کشد و او را در دامِ رنج گرفتار می‌سازد.

اکنون که فریضه ست بلاکش بودن خوش باید بود وقت ناخوش بودن

اکنون که تحملِ سختی و رنج در مسیرِ عشق، به یک واجب و تکلیفِ قطعی بدل شده است، عقل حکم می‌کند که در هنگامِ دشواری و ناخوشی، روحیه‌ای شاد و قلبی خرسند داشته باشیم.

نکته ادبی: واژه 'فریضه' در اینجا به معنای امر واجب و تکلیفِ مذهبی است که شاعر آن را به استعاره برای تعهدِ قلبی و اجتناب‌ناپذیرِ عاشق نسبت به رنج‌های مسیرِ عشق به کار برده است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه صد بار بتر زان که در آتش بودن

شاعر برای نشان دادن عمقِ جانکاهِ رنجِ عشق، دردِ آن را فراتر از سوختن در آتشِ فیزیکی و مادی ترسیم کرده است.

استعاره بت

اشاره به معشوق که به دلیل زیبایی، بی‌رحمی و قدرتِ جذبِ عاشق، به بت تشبیه شده است.

تضاد خوش / ناخوش

تقابل میان وضعیتِ ناگوارِ عاشق و رفتارِ شادمانه‌یِ او که نشان‌دهنده کمالِ صبر و استقامت در راهِ عشق است.