دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۰۷

سنایی
آزار ترا گرچه نهادم گردن غم خورد مرا غمم نخواهی خوردن
از محتشمی نیست مرا آزردن تو محتشمی مرا چه باید کردن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شکوه و گله‌مندی از جور و ستمِ کسی است که در جایگاه والایی قرار دارد و در مقابلِ عاشق یا فردِ فرودست، بی‌اعتنایی پیشه کرده است. فضای حاکم بر متن، فضایی آکنده از غم، استیصال و پذیرشِ رنجی است که از جانبِ محبوب یا صاحب‌جاهِ بی‌وفا به شاعر تحمیل شده است.

شاعر در این کلام، نابرابری در قدرت و عاطفه را به تصویر می‌کشد؛ به گونه‌ای که یک‌سو آزار می‌بیند و بارِ رنج بر دوش دارد، و سوی دیگر از سرِ بی‌توجهی یا داشتنِ مقام و حشمت، پاسخی به این سوختن نمی‌دهد. پیامِ اصلی، بیانِ تلخیِ این حقیقت است که عاشق چاره‌ای جز تحملِ درد ندارد.

معنای روان

آزار ترا گرچه نهادم گردن غم خورد مرا غمم نخواهی خوردن

اگرچه من رنج و آزاری را که تو بر من روا داشتی، با میل خود پذیرفتم و بار آن را به گردن گرفتم، اما غمِ عشقِ تو چنان مرا در خود فرو برده و ضعیف کرده است که گویی آن غم مرا می‌خورد، با این حال تو هیچ توجهی به اندوهِ من نخواهی داشت.

نکته ادبی: عبارت 'گردن نهادن' کنایه از تسلیم و پذیرشِ محض است. 'غم خوردن' در متون کلاسیک به معنای اندوهگین بودن و رنج کشیدن است و نه لزوماً دلسوزی برای دیگری.

از محتشمی نیست مرا آزردن تو محتشمی مرا چه باید کردن

من هیچ قصد و تمایلی برای آزردن تو ندارم، زیرا این کار از شأن من به دور است؛ اما تو که فردی صاحبِ جاه، مقام و محتشم هستی، با این بی‌اعتنایی‌ها، مرا در وضعیتی قرار داده‌ای که نمی‌دانم در برابرِ تو چه باید کرد.

نکته ادبی: واژه 'محتشم' به معنای دارنده حشمت، جاه و جلال است. 'چه باید کردن' در این بیت نشانگر استیصال و ناچاریِ عاشق در برابرِ اقتدارِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه گردن نهادن

به معنای پذیرفتن و تسلیم شدن در برابر حکم یا رنجی است که از جانب محبوب رسیده است.

تکرار محتشمی

تکرار این واژه تأکیدی است بر جایگاه رفیعِ مخاطب که مانع از پاسخگویی او به غم‌خواری‌های عاشق می‌شود.

استعاره غم خورد مرا

غم مانند موجودی زنده تصویر شده که عاشق را می‌بلعد و از بین می‌برد.