دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۰۲

سنایی
هستیم ز بندگیت ما شاد ای جان زیرا که شدیم از همه آزاد ای جان
گر به شودی ز ما ترا نا شادی خون دل من مبارکت باد ای جان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات به تبیین تجربه‌ای عرفانی پرداخته است که در آن، تسلیم کامل در برابر معشوق (بندگی)، نه تنها محدودیت نیست، بلکه والاترین نوع رهایی از قید و بندهای دنیوی و وابستگی‌های مادی محسوب می‌شود. در این نگاه، عاشق با پیوند یافتن به منبع هستی، از هر چه غیر اوست، آزاد می‌گردد.

در ادامه، شاعر اوج فداکاری و ایثار خود را به نمایش می‌گذارد و بیان می‌دارد که رضایت معشوق بر هر چیزی، حتی بر جان و هستی خود او مقدم است. در این مسیر، او حتی از اندوه و رنج خود (خون دل) به عنوان هدیه‌ای برای خشنودی معشوق یاد می‌کند که نشان از گذشتن از خودبینی در راه عشق است.

معنای روان

هستیم ز بندگیت ما شاد ای جان زیرا که شدیم از همه آزاد ای جان

ما از اینکه بندگان درگاه تو هستیم، بسیار خشنودیم؛ زیرا همین دل‌سپردن به تو باعث شده است که از وابستگی به تمامِ جهان و آنچه در آن است، رها شویم و به آزادی حقیقی برسیم.

نکته ادبی: تضادِ بندگی و آزادی در این بیت، نشان‌دهنده پارادوکس عرفانی است؛ یعنی رسیدن به رهایی از طریقِ تسلیم محض در برابر حق.

گر به شودی ز ما ترا نا شادی خون دل من مبارکت باد ای جان

اگر خرسندی و حالِ خوشِ ما، باعثِ ناخشنودی و اندوهِ تو می‌شود، من از تمامِ رنج‌ها و خون‌دل‌خوردن‌هایم استقبال می‌کنم و آرزو دارم که این قربانی شدن و رنج کشیدن، برایت مبارک باشد.

نکته ادبی: خون دل استعاره‌ای از نهایتِ رنج و غم است که عاشق آن را در مقامِ پیشکش به معشوق تقدیم می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) بندگی و آزادی

شاعر با استفاده از تضاد میان بندگی و آزادی، این مفهوم عرفانی را بیان می‌کند که تسلیم در برابر معشوق، کلید رهایی از تعلقات است.

کنایه خون دل

کنایه از رنج و اندوه فراوان که به دلیلِ سختی‌های راهِ عشق بر عاشق تحمیل شده است.

استعاره ای جان

خطاب قرار دادن معشوق به نام جان، نشان‌دهنده پیوند عمیق وجودیِ عاشق و معشوق است.