دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۹۹

سنایی
ای روی تو پاکیزه تر از کف کلیم آنرا مانی که کرد احمد به دو نیم
تا آن رخ یوسفی به ما بنمودی ما بر سر آتشیم چون ابراهیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیبایی بی‌بدیل معشوق سروده شده است و شاعر با بهره‌گیری از نمادها و قصص مذهبی، جلوه‌ای قدسی و متعالی به این زیبایی می‌بخشد. او با استفاده از این ارجاعات، تضادی میان درخشندگی صورت معشوق و التهاب درونی عاشق ایجاد می‌کند.

شاعر در این فضا، تجربه عشق را به آزمون‌های دشوار پیامبران پیوند می‌زند تا نشان دهد که مواجهه با زیبایی، نه تنها آرام‌بخش نیست، بلکه عاشقان را در کوره‌ای از اشتیاق و بی‌قراری گرفتار می‌کند.

معنای روان

ای روی تو پاکیزه تر از کف کلیم آنرا مانی که کرد احمد به دو نیم

ای کسی که چهره‌ات از دست درخشان و نورانی حضرت موسی نیز پاکیزه‌تر و روشن‌تر است؛ تو به آن ماهی می‌مانی که پیامبر اسلام با انگشت مبارک خود آن را به دو نیم کرد.

نکته ادبی: کف کلیم اشاره به معجزه ید بیضای حضرت موسی است. مانی از مصدر مانستن به معنای شبیه بودن است.

تا آن رخ یوسفی به ما بنمودی ما بر سر آتشیم چون ابراهیم

از زمانی که آن چهره زیبا و فریبنده همچون یوسف را به ما نشان دادی، ما در آتشِ اشتیاق و دردِ عشق تو گرفتار شده‌ایم، همانند حضرت ابراهیم که در آتش نمرود افکنده شد.

نکته ادبی: رخ یوسفی کنایه از زیبایی بی‌نظیر و افسون‌گر است. بر سر آتش بودن کنایه از تحمل سختی و بی‌قراری در راه عشق است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح کف کلیم، آنرا مانی که کرد احمد به دو نیم، رخ یوسفی، ابراهیم

اشاره به داستان‌های مذهبی حضرت موسی، معجزه شق القمر پیامبر اسلام، زیبایی حضرت یوسف و آتش گلستان حضرت ابراهیم برای تبیین شدت زیبایی و تأثیر آن بر عاشق.

تشبیه پاکیزه‌تر از کف کلیم

تشبیه زیبایی چهره معشوق به درخشندگی دست حضرت موسی برای ملموس‌تر کردن روشنایی صورت.

کنایه بر سر آتشیم

کنایه از قرار گرفتن در اوج بی‌قراری، سوز و گداز عاشقانه و تحمل رنج عشق.