دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۹۸

سنایی
با خوی بد تو گر چه در پرخاشیم باری به غمت به گرد عالم فاشیم
چون نزد تو ما ز جملهٔ اوباشیم سودای تو می پزیم و خوش می باشیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بیانگرِ حال‌وهوایِ عمیقِ عاشقی است که در برابرِ جفای معشوق، نه تنها دلسرد نمی‌شود، بلکه این رنج را مایه‌ی افتخار و شور و حال می‌داند. درونمایه‌ی اصلی، فروتنیِ بی‌پایانِ عاشق در برابرِ معشوق است که او را در نظرِ خود، حقیر و بی‌مقدار می‌بیند، اما همین بی‌مقدار بودن و عشق‌ورزیدنِ یک‌طرفه را مایه‌ی دل‌خوشیِ خود می‌شمارد.

شاعر در این عبارات، پارادوکسِ زیبایی از عشقِ حقیقی را ترسیم می‌کند: اینکه چگونه می‌توان در میانِ کشمکش و ستیزِ بیرونی با معشوق، درونی آکنده از لذت و سرور داشت. در واقع، اینجا سخن از عشقی است که در آن، عاشق چنان محوِ معشوق است که حتی بدخلقی یا بی‌اعتناییِ او را نیز بخشی از فرآیندِ وصالِ معنوی می‌بیند.

معنای روان

با خوی بد تو گر چه در پرخاشیم باری به غمت به گرد عالم فاشیم

اگرچه به خاطر بدخلقی‌ها و تندی‌های تو پیوسته با تو در کشمکش و ستیز هستیم، اما با این همه، آوازه‌ی غمِ عشقِ تو در همه جای جهان پیچیده و آشکار است.

نکته ادبی: فاش بودن در اینجا به معنای مشهور و معروف شدن به عشق است و پرخاش به معنای ستیز و نزاع با معشوق به دلیل جفای اوست.

چون نزد تو ما ز جملهٔ اوباشیم سودای تو می پزیم و خوش می باشیم

هرچند از دیدگاه تو ما در زمره‌ی پست‌ترین و فرومایه‌ترین افراد قرار داریم و ارزشی نداریم، با این وجود، ما همچنان سودای عشق تو را در سر می‌پرورانیم و از این حالِ خود بسیار شادمانیم.

نکته ادبی: سودای تو می‌پزیم کنایه از اندیشیدن و در سر پروراندنِ خیال و عشقِ معشوق است. واژه‌ی اوباش در اینجا نه به معنای اراذل، بلکه اشاره به تواضع و هیچ‌انگاریِ عاشق در برابر عظمت معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد خوی بد تو و خوش می‌باشیم

تقابل میان بدخلقیِ معشوق و احساسِ شادمانیِ عاشق که نشان‌دهنده‌ی تسلیمِ کاملِ عاشق در برابرِ معشوق است.

کنایه سودای تو می‌پزیم

عبارتی استعاری برای به فکرِ چیزی بودن و آرزوی آن را در سر داشتن.

مبالغه به گرد عالم فاشیم

بزرگ‌نماییِ شهرتِ عشقِ عاشق در جهان برای تأکید بر عمقِ عاطفه‌ی او.