دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۹۷

سنایی
مانندهٔ باد اگر چه بی پا و سریم پیوسته چو آتش ره بالا سپریم
زان پیش که رخت ما سوی خاک کشند ما خاک فروشیم و بدان آب خوریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تحلیل ماهیت دوگانه و ناپایدار هستی انسان می‌پردازد. شاعر در این قطعه، بر این باور است که انسان علی‌رغم محدودیت‌های جسمانی، ذاتاً روحیه‌ای کمال‌جو دارد که پیوسته در پی صعود به مراتب بالاتر و رهایی از بندهای مادی است.

پیام اصلی در اینجا فراخوانی به غنیمت‌شمردن فرصت زندگی پیش از فرارسیدن مرگ است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای طبیعت، انسان را تشویق می‌کند تا پیش از بازگشت به خاک، وابستگی‌های دنیوی را فروگذارد و از چشمه حیات و حقیقتِ الهی سیراب شود.

معنای روان

مانندهٔ باد اگر چه بی پا و سریم پیوسته چو آتش ره بالا سپریم

اگرچه ما همچون باد، پا و سری (جسم و تعلقات) نداریم و رها هستیم، اما همواره مانند شعله آتش در تلاشیم که به سمت بالا و عالم معنا صعود کنیم.

نکته ادبی: ترکیب بی‌پاو‌سر کنایه‌ای از بی‌تعلق بودن و آزادی از قید و بندهای جسمانی است که نشان‌دهنده سبک‌باری روح در سلوک است.

زان پیش که رخت ما سوی خاک کشند ما خاک فروشیم و بدان آب خوریم

پیش از آنکه سرنوشت، ما را به خاک بازگرداند و مرگ فرارسد، باید این تعلقات زمینی را کنار بگذاریم و خود را با آب حیاتِ معنوی زنده نگاه داریم.

نکته ادبی: خاک در اینجا نماد مادیات و دنیای فانی است و آب نماد حیات معنوی و دانش حقیقی که در تقابل با یکدیگر قرار دارند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ماننده باد / چو آتش

شاعر برای تبیین ویژگی‌های روح، آن را به باد و آتش تشبیه کرده که اولی نماد رهایی و دومی نماد صعود و درخشش است.

کنایه خاک فروشیم و بدان آب خوریم

این عبارت کنایه از رها کردن دلبستگی‌های دنیوی (خاک) و روی آوردن به معنویت و حقایق الهی (آب) است.

تضاد خاک و آب

تقابل میان عناصر مادی (خاک) و عناصر حیاتی (آب) برای نشان دادن مسیر سلوک عارفانه از دنیا به سمت حق استفاده شده است.