دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۹۲

سنایی
از دیده درم خرید روی تو شدیم وز گوش غلام های و هوی تو شدیم
بی روی تو بر مثال روی تو شدیم بازیچهٔ کودکان کوی تو شدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی و تسلیم کامل عاشق در برابر معشوق است، به گونه‌ای که تمامی حواس و وجود او تحت سلطه معشوق درآمده است. در این فضا، عاشق چنان شیفته و واله است که برای دیدار رخ یار، گران‌بهاترین دارایی خود یعنی اشک‌هایش را (که به مروارید تشبیه شده) پیشکش می‌کند و گوش جانش را به بندگانِ نوای معشوق بدل می‌سازد.

در ادامه، شاعر از زوال هویت مستقل خود سخن می‌گوید. او به قدری در خیال و یاد معشوق غرق شده که در نبودش نیز سایه‌ای از چهره او گشته و در نهایت، چنان در کوی معشوق خوار و کوچک شده است که به بازیچه‌ای در دستان کودکانِ آن کوی بدل گشته که نشان‌دهنده اوج فروتنی و فنای عاشق در راه عشق است.

معنای روان

از دیده درم خرید روی تو شدیم وز گوش غلام های و هوی تو شدیم

ما برای دیدار چهره زیبای تو، گوهرهای اشک را از چشمان خود پیشکش کردیم و گوش‌هایمان را چنان مطیعِ آوا و صدای تو ساختیم که گویی غلامِ حلقه به گوشِ تو شده‌ایم.

نکته ادبی: درم در اینجا کنایه از اشک‌های گران‌بهاست. های و هوی به معنای صدا و هیاهوی معشوق است که عاشق خود را بنده آن می‌داند.

بی روی تو بر مثال روی تو شدیم بازیچهٔ کودکان کوی تو شدیم

در نبودِ چهره تو، چنان در خیال تو غرق شدیم که خود تبدیل به سایه‌ای از رخسار تو گشتیم و چنان در کوی تو کوچک و بی‌ارزش شدیم که مانند وسیله‌ای برای بازی کودکانِ آن محله درآمده‌ایم.

نکته ادبی: بر مثال به معنای مانند و به شکل است. بازیچه شدن کنایه از زوالِ اراده عاشق و کوچکی او در برابر عظمت معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره درم

اشک‌های عاشق که به مروارید و بهای خریدِ دیدار تشبیه شده‌اند.

کنایه غلام های و هوی

اشاره به تسلیم و فرمان‌برداری مطلق عاشق در برابر کوچک‌ترین اشاره یا صدای معشوق.

تشبیه بازیچه کودکان

بی‌اختیار بودن و ذلتِ عاشق در کوی معشوق که او را به اسباب‌بازی کودکان تشبیه کرده است.