دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۹۱

سنایی
راحت همه از غمی برانداخته ایم در بوتهٔ روزگار بگداخته ایم
کاری نو چو کار عاقلان ساخته ایم نقدی به امید نسیه در باخته ایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگرِ سلوک و انتخابی است که با منطقِ مادی و عقلِ معاش‌اندیشان تفاوتِ بنیادین دارد. شاعر از گذرِ پررنج از آسایش برای رسیدن به حقیقتی برتر سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که این تحول، در کوره‌ی حوادثِ روزگار حاصل شده است.

او با نوعی نگاهِ عرفانی یا عاشقانه، زندگیِ ملموس و موجود (نقد) را در پایِ رسیدن به آرزویی دوردست و موعود (نسیه) فدا کرده و این رفتار را متفاوت از رویکردهای عقلانیِ رایج می‌داند.

معنای روان

راحت همه از غمی برانداخته ایم در بوتهٔ روزگار بگداخته ایم

به سبب غمی جانکاه، از تمام آسایش‌های دنیوی چشم پوشیده‌ایم و جان و تن خویش را در کوره‌ی سختی‌های روزگار قرار داده‌ایم تا پالوده و خالص شویم.

نکته ادبی: واژه «بوته» در اینجا استعاره‌ای از ابزار زرگری برای گداختن طلا و جدا کردن ناخالصی‌هاست و به ابتلاء یا آزمایش‌های زندگی اشاره دارد.

کاری نو چو کار عاقلان ساخته ایم نقدی به امید نسیه در باخته ایم

ما شیوه‌ای متفاوت از خردمندانِ دنیوی در پیش گرفته‌ایم؛ چرا که هستیِ نقد و موجودِ خود را در راهِ رسیدن به وعده‌ای که هنوز نسیه و نادیده است، فدا کرده‌ایم.

نکته ادبی: تضادِ «نقد و نسیه» کانون معنایی این بیت است که تقابلِ نگاهِ عارفانه به جهانِ غیب و نگاهِ مادی به جهانِ شهود را به تصویر می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره بوتهٔ روزگار

تشبیه سختی‌ها و رنج‌های زمانه به کوره‌ی گدازنده برای تصفیه و رشد روحی.

تضاد (طباق) نقد و نسیه

استفاده از دو واژه متقابل برای نشان دادنِ فدا کردنِ داشته‌های مادی در راهِ آرزوهای معنوی.

کنایه برانداختن راحت

کنایه از رها کردن و دست کشیدن از لذت‌های دنیوی و آسایشِ جسمانی.