دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۹۰

سنایی
یک چند در اسلام فرس تاخته ایم یک چند به کفر و کافری ساخته ایم
چون قاعدهٔ عشق تو بشناخته ایم از کفر به اسلام نپرداخته ایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این اثر، شاعر با نگاهی عرفانی به گذار از قشری‌گری و ظواهر دینی اشاره دارد. او بیان می‌کند که عاشقان حقیقی پس از تجربه‌ی هر دو ساحتِ ایمانِ ظاهری و کفرِ مرسوم، سرانجام درمی‌یابند که ساحتِ عشق، قلمرویی فراتر از این دسته‌بندی‌های دوگانه است.

هدف اصلی در این کلام، رسیدن به مقامی است که در آن، عاشق چنان محو در حقیقتِ مطلق یا معشوقِ ازلی می‌شود که دیگر قیودِ مذهبی و اعتقادی برای او موضوعیتی ندارند. این دیدگاه، نه به معنای بی‌دینی، بلکه بیانگر رهایی از بندِ تعصبات و دیدنِ حقیقتِ واحد در پسِ تمامیِ نام‌ها و عناوین است.

معنای روان

یک چند در اسلام فرس تاخته ایم یک چند به کفر و کافری ساخته ایم

ما مدتی را در میدانِ دین و شریعت به تکاپو پرداختیم و دوره‌ای دیگر را نیز با مرامِ کفر و بیگانگی از دین گذراندیم و با آن خو گرفتیم.

نکته ادبی: عبارت فرس تاختن کنایه‌ای از فعالیت و جولان دادن در یک حوزه خاص است و ساختن در اینجا به مفهومِ سازگاری و رضایت دادن به یک شرایط است.

چون قاعدهٔ عشق تو بشناخته ایم از کفر به اسلام نپرداخته ایم

اما از آن دم که رمز و حقیقتِ عشقِ تو را شناختیم، دیگر خود را درگیرِ تمایز میان کفر و اسلام نمی‌کنیم و از این دوقطبی‌سازی‌های ظاهری عبور کرده‌ایم.

نکته ادبی: واژه قاعده در اینجا به معنای قانونِ کلّی و اساسِ یک امر است و نپرداختن به معنای اعراض و بی‌توجهی به چیزی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) اسلام و کفر

استفاده از دو مفهوم متضاد برای نشان دادنِ شمولِ تجربه شاعر از هر دو ساحتِ اعتقادی و عبور از آن.

کنایه فرس تاختن

استعاره از ورود به یک ساحت و تلاش و فعالیتِ پرشور در آن مسیر.