دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۸۹

سنایی
چون می دانی همه ز خاک و آبیم امروز همه اسیر خورد و خوابیم
در تو نرسیم اگر بسی بشتابیم سرمایه تویی سود ز خود کی یابیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه‌ای عمیق بر خاستگاهِ مادی انسان، کوته‌بینیِ آدمی را در چنبره‌ی نیازهای جسمانی به تصویر می‌کشد. شاعر با یادآوریِ اینکه وجودِ انسان، همچون هر آفریده‌ی دیگری از خاک و آب شکل گرفته، خواننده را به این پرسش وامی‌دارد که چرا عمرِ گران‌بها صرفِ اموری چون خوردن و خوابیدن می‌شود که شایسته‌ی مقامِ انسانی نیست.

در بخش دوم، ناتوانیِ بشر در پیمودنِ راهِ کمال به تنهایی و با تکیه بر خویشتن بیان شده است. شاعر با استدلالی عارفانه بر این باور است که چون اصلِ وجود و سرمایه‌یِ حقیقی نزدِ محبوب است، تلاشِ شخصیِ آدمی برای رسیدن به او، بیهوده است؛ مگر آنکه با نگاهی فراتر از «منِ» شخصی، حقیقت را در او بجوییم.

معنای روان

چون می دانی همه ز خاک و آبیم امروز همه اسیر خورد و خوابیم

از آنجایی که به خوبی آگاهی که ما همگی از خاک و آب ساخته شده‌ایم و وجودی فانی داریم، چرا امروز تمام وقت و توان خود را اسیرِ نیازهای جسمانی و حیوانی مانند خوردن و خوابیدن کرده‌ایم؟

نکته ادبی: ترکیبِ «خاک و آب» کنایه از عناصرِ تشکیل‌دهنده‌ی جسم و اشاره به ناپایداریِ تنِ خاکیِ انسان است.

در تو نرسیم اگر بسی بشتابیم سرمایه تویی سود ز خود کی یابیم

ما هرچقدر هم که در راهِ رسیدن به تو بدویم و تلاش کنیم، به وصالِ تو نخواهیم رسید؛ چرا که تو سرمایه‌ی حقیقی و اصلِ وجودی، و ما هرگز با تکیه بر توانایی‌هایِ ناچیزِ خویش، به سودی که حقیقتِ توست، دست نخواهیم یافت.

نکته ادبی: استفاده از واژه‌ی «سرمایه» در استعاره‌ای عرفانی، بیانگر این نکته است که تمامِ داراییِ معنوی انسان وابسته به وجودِ محبوب است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و کنایه خاک و آب - خورد و خواب

شاعر با کنار هم قرار دادنِ عناصرِ جسمانی و نیازهایِ غریزی، بر فانی بودنِ تن و غفلتِ انسان تأکید ورزیده است.

استعاره سرمایه

اشاره به وجودِ خداوند یا حقیقتِ مطلق که تنها داراییِ واقعیِ عارف است.

پرسش انکاری کی یابیم

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر ناتوانیِ مطلقِ انسان در کسبِ کمال بدونِ مددِ الهی دلالت دارد.