دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۸۶

سنایی
مجرم رخ تو که ما بدو آساییم ما با رخ و با خرام تو برناییم
ما جرم ترا چو روی تو آراییم خود جرم تو کرده ای که مجرم ماییم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به پارادوکس عشق و شیفتگی عاشق نسبت به معشوق اشاره دارد، جایی که زیبایی معشوق همچون گناهی شیرین و دل‌انگیز است که عاشق با کمال میل آن را می‌پذیرد. در حقیقت، شاعر معتقد است که ریشه اصلی این عشق و به تبع آن، «جرم» دانستنِ این تعلق خاطر، از جانب معشوق بوده اما بازتاب و تبعات آن به گردن عاشق می‌افتد.

شاعر با زبانی صمیمانه، به تأثیرات مثبتِ روانیِ عشق در حفظ جوانی و شادابیِ روح می‌پردازد و مرز میان مجرم و مقصر را در فضای عاشقانه به بازی می‌گیرد تا نشان دهد که در راه عشق، انتسابِ ننگ و نام معنای متفاوتی دارد.

معنای روان

مجرم رخ تو که ما بدو آساییم ما با رخ و با خرام تو برناییم

رخسار تو همان عامل گیرایی است که ما به آن دل‌خوش کرده و در پناهش آرامش می‌یابیم. در واقع، ما با تماشای زیبایی چهره و خرامیدنِ نازنینِ توست که همواره در جوانی و شادابی باقی می‌مانیم.

نکته ادبی: واژه «مجرم» در این بیت با ایهامی لطیف، به معنای «جرم‌انگیز» یا «مسبب گناه» به کار رفته است.

ما جرم ترا چو روی تو آراییم خود جرم تو کرده ای که مجرم ماییم

ما تقصیر و گناهِ تو را نیز همچون چهره‌ات می‌آراییم و توجیه می‌کنیم؛ در حالی که حقیقت این است که تو خود مرتکبِ ایجاد این عشق شده‌ای اما در ظاهر، ما به عنوان مجرمِ این ماجرا شناخته می‌شویم.

نکته ادبی: «آراییم» در اینجا به معنی زینت بخشیدن است که در این سیاق به معنای توجیه کردن و پذیرفتنی ساختنِ یک امرِ ناپسند (گناه) به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

ایهام مجرم

این واژه هم به معنای فرد گناهکار و هم به معنای کسی که باعث وقوع جرم می‌شود (جرم‌انگیز) در این بیت ایهام دارد.

پارادوکس (تناقض) جرم ترا ... آراییم

توجیه کردن و زیبا جلوه دادنِ گناهِ معشوق که خود نوعی تناقض رفتاری برای عاشق است.