دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۸۵

سنایی
در وصل شب و روز شمردیم بهم در هجر بسی راه سپردیم بهم
تقدیر به یکساعت برداد به باد رنجی که به روزگار بردیم بهم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی سوگوارانه و در عین حال حکیمانه، تصویری از بی‌‌اعتباری جهان و قدرت ویرانگر سرنوشت را ترسیم می‌کنند. شاعر با تضادی آشکار میان دوران وصل و هجر، بر عمق رفاقت و همراهی در تمامی احوال تأکید می‌ورزد تا در نهایت، ضربه‌ی ناگهانیِ تقدیر را سهمگین‌تر جلوه دهد.

درونمایه‌ی اصلی، حسرت از دست رفتن دستاوردهای یک عمر تلاش و همدلی است که در برابر مشیت الهی یا سرنوشت، به آنی بر باد می‌رود. این ابیات یادآورِ گذراییِ ایام و ضرورتِ پذیرشِ زوالِ داشته‌های دنیوی در برابرِ تقدیرِ محتوم است.

معنای روان

در وصل شب و روز شمردیم بهم در هجر بسی راه سپردیم بهم

در مصراع نخست: ما در روزگار وصال و کنار هم بودن، شب و روزها را دوشادوش یکدیگر سپری کردیم و لحظات را با هم گذراندیم. در مصراع دوم: در دوران هجران و دوری نیز، راه پرمشقت و طولانیِ زندگی را با هم پیمودیم و در سختی‌ها همراه هم بودیم.

نکته ادبی: واژه "بهم" در اینجا مخفف "به هم" به معنای همراه و کنار یکدیگر است. "شمردن" در اینجا استعاره از گذراندن و تجربه کردنِ آگاهانه‌ی لحظات است، نه به معنای لغویِ حساب کردن.

تقدیر به یکساعت برداد به باد رنجی که به روزگار بردیم بهم

در مصراع نخست: اما تقدیر و سرنوشت، تمام داشته‌های ما را تنها در مدت یک ساعت به دست باد سپرد و نابود کرد. در مصراع دوم: آن رنج و تلاشی را که ما در طول عمرمان با یکدیگر برای ساختن زندگی تحمل کرده بودیم، سرنوشت در یک لحظه بر باد داد.

نکته ادبی: عبارت "برداد به باد" کنایه از نابود کردن، تباه ساختن و از دست رفتنِ بی‌بازگشت است. "روزگار" در اینجا به معنای طول عمر و سپری شدن زمانِ متمادی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) وصل و هجر

تقابل میان دورانِ پیوند و جدایی برای نشان دادن فراگیریِ همراهی شاعر و مخاطب در تمامی شرایط زندگی.

کنایه بر باد دادن

کنایه از نابود کردن، بی‌اثر کردن و به هدر دادن حاصل یک عمر تلاش و زحمت.

تناسب (مراعات نظیر) شب و روز

هم‌نشینی واژگان زمانی که بر گذرِ دائمِ ایام تأکید دارد.