دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۸۳

سنایی
با ابر همیشه در عتابش بینم جویندهٔ نور آفتابش بینم
گر مردمک دیدهٔ من نیست چرا چون چشم گشایم اندر آبش بینم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تأمل دقیق شاعر در بازتابِ خویش در آب است که به شکلی شاعرانه و با بهره‌گیری از خیالاتِ استعاری، تصویرِ چشمِ خود در آب را همچون موجودی زنده و در تکاپو به تصویر می‌کشد.

شاعر با طرحِ پرسشی فلسفی، میانِ نگاهِ درونی و بازتابِ بیرونیِ خود پیوند می‌زند و تقابلِ میانِ نور و ابر را به عنوان نمادی از موانعِ رسیدن به حقیقت در این انعکاسِ کوچک بازنمایی می‌کند.

معنای روان

با ابر همیشه در عتابش بینم جویندهٔ نور آفتابش بینم

او را همیشه در حال کشمکش با ابر می‌بینم و پیوسته او را در حالِ جست‌وجویِ روشناییِ خورشید مشاهده می‌کنم.

نکته ادبی: واژه عتاب به معنایِ خشم و قهر است که در اینجا استعاره‌ای برای تقابل و درگیریِ ابر با تصویرِ منعکس‌شده در آب است.

گر مردمک دیدهٔ من نیست چرا چون چشم گشایم اندر آبش بینم

اگر این تصویر، مردمکِ چشمِ خودم نیست، پس چرا هرگاه چشمانم را می‌گشایم، آن را در آب می‌بینم؟

نکته ادبی: مردمک دیده در اینجا استعاره از تصویرِ منعکس‌شده‌ی چشمِ شاعر در سطحِ آب است که به دلیلِ شباهت به مردمک، مورد تردیدِ شاعر قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

ایهام تناسب آفتاب و ابر و عتاب

همنشینیِ این کلمات در کنار هم، فضایِ آسمانیِ تصویرِ منعکس‌شده در آب را تقویت کرده و انسجامِ معناییِ ابیات را افزون ساخته است.

تشخیص (جان‌بخشی) جویندهٔ نور آفتابش

نسبت دادنِ صفتِ فاعلیِ جوینده به تصویرِ منعکس‌شده در آب، به آن وجهی جاندار، پویا و صاحبِ اراده بخشیده است.