دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۸۰

سنایی
دارد پشتم ز وعدهٔ خام تو خم بارد چشمم ز بردن نام تو نم
تا کرد قضا حدیثم از کام تو کم هرگز نروم به گام در دام تو دم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویری از دلسردی و رنج عاشقانه را به نمایش می‌گذارند. شاعر از عهدشکنی معشوق گلایه دارد و از باری که این وعده‌های بی‌سرانجام بر دوش او گذاشته، سخن می‌گوید. او پس از این تجربه‌های تلخ، به خود وعده می‌دهد که دیگر در دام فریبنده عشق گرفتار نشود.

در واقع، این قطعه بیانگر تصمیم راسخ عاشق برای دوری از معشوقی است که تنها رنج و پشیمانی برای او به ارمغان آورده است. فضا حزن‌آلود و در عین حال هشداردهنده و آموزنده است.

معنای روان

دارد پشتم ز وعدهٔ خام تو خم بارد چشمم ز بردن نام تو نم

کمر من از سنگینی وعده‌های بی‌سرانجام و ناپخته تو خم شده است و با یادآوری نام تو، چشمانم از شدت اندوه و حسرت لبریز از اشک می‌شود.

نکته ادبی: وعدهٔ خام کنایه از عهد و پیمان سست و بی‌نتیجه است و خم شدن پشت استعاره‌ای از شکستگی روح ناشی از غم است.

تا کرد قضا حدیثم از کام تو کم هرگز نروم به گام در دام تو دم

از زمانی که سرنوشت، بهره‌مندی مرا از وصال تو و گفتگو با تو به حداقل رساند، من دیگر هرگز فریب تو را نمی‌خورم و با پای خود در دامِ عشقِ فریبنده‌ات گام نمی‌نهم.

نکته ادبی: قضا به معنای سرنوشت و تقدیر است. واژه 'دم' در اینجا می‌تواند به معنای لحظه یا نفس باشد که در دام عشق گرفتار می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه خم شدن پشت

اشاره به پیری، شکستگی و ناتوانی عاشق بر اثر فشار غم و رنج.

استعاره وعده خام

وعده‌هایی که پختگی و نتیجه‌ای ندارند و به عهد و پیمان‌های سست اشاره دارد.

کنایه باریدن چشم

استعاره‌ای برای گریستن و جاری شدن اشک.

واژه‌آرایی خام، نام، کام، دام

تکرار صامت‌های م و ن در پایان مصراع‌ها که علاوه بر قافیه، موجب ایجاد موسیقی درونی و تأکید بر فضای سوگوارانه شده است.