دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۷۷

سنایی
یک بوسه بر آن لبان خندان نزنم تا بر پایت هزار چندان نزنم
گر جان خواهی ز بهر یک بوسه ز من از عشق لب تو هیچ دندان نزنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از شدتِ شیفتگی و تواضعِ بی‌پایانِ عاشق در برابر معشوق است. شاعر در این قطعه، رابطه‌ی عاشق و معشوق را از سطح یک تمنای معمولی فراتر برده و آن را به نوعی ستایش و پرستش بدل می‌کند؛ به گونه‌ای که عاشق برای رسیدن به وصال، شأن و مقامی بسیار پایین‌تر از معشوق برای خود قائل است.

در بخش دوم، فضا به سمت ایثار و گذشت از هستی می‌رود. عاشق چنان در بندِ عشق گرفتار است که جان خود را در برابر یک بوسه ناچیز می‌شمارد و تأکید می‌کند که هیچ تعللی در فدایِ وجودش برای رسیدن به آن لب‌های محبوب نخواهد داشت.

معنای روان

یک بوسه بر آن لبان خندان نزنم تا بر پایت هزار چندان نزنم

من هرگز به خودم اجازه نمی‌دهم که لب‌های خندان تو را ببوسم، مگر آنکه پیش از آن، هزاران بار بر پاهای تو بوسه زده باشم تا اوج خاکساری‌ام را ثابت کنم.

نکته ادبی: هزار چندان در اینجا قیدِ کثرت است و نشان‌دهنده‌یِ ادبِ عاشقانه و فروتنیِ مبالغه‌آمیزِ فردِ عاشق در برابر معشوق است.

گر جان خواهی ز بهر یک بوسه ز من از عشق لب تو هیچ دندان نزنم

اگر برای دادنِ یک بوسه، جانِ مرا مطالبه کنی، من به خاطرِ عشقی که به لب‌های تو دارم، در فدایِ جانم هیچ درنگ و تردیدی نمی‌کنم.

نکته ادبی: دندان زدن در اینجا کنایه از تعلل، طمع یا تامل کردن است که با نفیِ آن (نزنم)، شاعر بر ایثارِ بی‌چون و چرای خود تأکید می‌ورزد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه هزار چندان

استفاده از عدد برای تأکید بر شدت تواضع و کثرتِ بوسه‌های عاشق بر پای معشوق.

کنایه دندان زدن

به معنای درنگ کردن و تامل در انجام کار؛ که شاعر با نفیِ آن، اشتیاق و سرعت خود را در جان‌بازی نشان می‌دهد.