دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۷۶

سنایی
پر شد ز شراب عشق جانا جامم چون زلف تو درهم زده شد ایامم
از عشق تو این نه بس مراد و کامم کز جملهٔ بندگان نویسی نامم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده حال و هوای عاشقانه‌ای است که در آن، جانِ عاشق از سرشار شدن با عشق، به بی‌قراری می‌افتد. شاعر در این قطعه، ضمن توصیف پریشانی احوال خود که شباهتی نمادین به گیسوان یار دارد، به بیان اوج تواضع و فروتنی خویش در برابر محبوب می‌پردازد.

مضمون اصلی کلام، اشتیاق برای رسیدن به مقام غلامی و بندگی محبوب است. این خواسته نه از سر کم‌همتی، بلکه نشان‌دهنده کمالِ اخلاص است که در آن، فراتر از وصال، به رسمیت شناخته شدن در زمره بندگان، بزرگ‌ترین افتخار و غایت آرزوی شاعر تلقی می‌شود.

معنای روان

پر شد ز شراب عشق جانا جامم چون زلف تو درهم زده شد ایامم

ای محبوب، وجودم از شراب عشق تو لبریز شده است و به همین سبب، روزگار من همچون گیسوان پرچین و شکن تو، آشفته و درهم‌ریخته گشته است.

نکته ادبی: جام کنایه از دل و ظرفیت وجودی آدمی است و درهم‌شدن ایام استعاره‌ای از آشفتگی و بی‌قراری عاشق است که به زلف یار تشبیه شده است.

از عشق تو این نه بس مراد و کامم کز جملهٔ بندگان نویسی نامم

تنها حاجت و خواسته‌ی من در این عشق این نیست که به وصال برسم؛ بلکه بالاترین آرزوی من این است که نام مرا در زمره بندگان و خدمتگزاران درگاهت ثبت کنی.

نکته ادبی: بنده نویسی کنایه از پذیرش در حلقه ارادت و غلامی است و مراد و کام به معنای آرزوی قلبی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون زلف تو درهم زده شد ایامم

تشبیه ایام و روزگار به زلف یار برای نشان دادن آشفتگی و پریشانی عاشق.

استعاره شراب عشق

عشق به شراب تشبیه شده است که باعث مستی و بیخودی عاشق می‌گردد.

کنایه بندگان نویسی نامم

کنایه از پذیرفته شدن در زمره عاشقان حقیقی و غلامان درگاه محبوب.