دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۶۹

سنایی
گر با فلکم کنی برابر بیشم عالم همه یک ذره نیرزد پیشم
هرگز نمرم ز مرگ از آن نندیشم کز گوهر خود ملایکت را خویشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر بلندنظری و آگاهی عمیق شاعر از گوهر وجودی خویش است. شاعر با تکیه بر اصالت و ریشه آسمانی جانِ انسان، خود را فراتر از پدیده‌های مادی و دنیوی می‌بیند و با بیانی استوار، هراس از مرگ و دلبستگی به جهان فانی را ناشی از نشناختنِ ارزش حقیقیِ روح می‌داند.

درونمایه اصلی این سروده، تجلیِ خودباوریِ عارفانه و پیوندِ روح انسانی با عالمِ ملکوت است که موجب می‌شود شاعر نه تنها در برابر تقدیر و ناملایمات سر خم نکند، بلکه جهان هستی را در برابر عظمتِ روحِ خود، ناچیز و بی‌مقدار بشمارد.

معنای روان

گر با فلکم کنی برابر بیشم عالم همه یک ذره نیرزد پیشم

اگر مرا با آسمان‌ها یا سرنوشت برابر کنی، باز هم ارزش من فراتر از آن است و در نگاهِ من، تمامِ جهانِ هستی به اندازه یک ذره هم ارزش ندارد.

نکته ادبی: واژه فلک در اینجا استعاره از آسمان و گاهی نمادِ چرخِ روزگار و تقدیر است. 'بیشم' به معنای برتر و بالاتر بودن است.

هرگز نمرم ز مرگ از آن نندیشم کز گوهر خود ملایکت را خویشم

من هرگز نمی‌میرم و از مرگ هراسی ندارم، چرا که به واسطه اصالت و جوهره‌ی وجودی‌ام، با فرشتگان پیوند و خویشاوندی دارم.

نکته ادبی: اشاره به اندیشه عرفانیِ نفخه‌ی روحِ الهی در انسان دارد. 'گوهر خود' به ذات و حقیقتِ درونیِ آدمی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه عالم همه یک ذره نیرزد

بزرگ‌نماییِ حقارتِ جهان در برابر ارزش روح انسان برای تأکید بر والایی جایگاه او.

تلمیح ملایکت را خویشم

اشاره به باور دینیِ برخورداریِ انسان از روح الهی که او را هم‌ردیفِ فرشتگان قرار می‌دهد.