دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۶۸

سنایی
افسرده شد از دم دهانم دم چشم بر ناخن من گیا دمید از نم چشم
چشمم ز پی دیدن روی تو بود بی روی تو گر چشم نباشد کم چشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در بیان سوز و گداز جانکاه هجران و فراق یار سروده شده اند. شاعر با استفاده از تصویرسازی های مبالغه آمیز، شدت اندوه خود را به نمایش می گذارد، به گونه ای که این غم، تمام هستی و حواس او را تحت الشعاع قرار داده است.

در دیدگاه شاعر، چشم و بینایی، تنها برای تماشای سیمای محبوب ارزش دارند و در غیاب او، هیچ کارکرد دیگری برای آنان متصور نیست. فضا، فضایی سرشار از نومیدی و اشتیاق سوزان است که به نوعی تقدس حضور یار در برابر وجود عاشق اشاره دارد.

معنای روان

افسرده شد از دم دهانم دم چشم بر ناخن من گیا دمید از نم چشم

سرمای نفَسِ سردم، رطوبت چشم هایم را منجمد کرد؛ چنان از اندوه بسیار گریسته ام که از نمِ اشک هایم، بر روی ناخن هایم سبزه روییده است.

نکته ادبی: ایهام در واژه دم به معنای نفَس و همچنین به معنای رطوبت و نم است و مبالغه در روییدن گیاه از نم چشم دیده می شود.

چشمم ز پی دیدن روی تو بود بی روی تو گر چشم نباشد کم چشم

چشمان من تنها برای دیدن چهره زیبای تو خلق شده بودند؛ اگر قرار نیست که در چشمانم روی تو را ببینم، پس بهتر است اصلاً چشمی نداشته باشم؛ چرا که در فقدان تو، ارزش و کارکرد خود را از دست داده اند.

نکته ادبی: ایهام در ترکیب کم چشم به معنای کم بودن ارزش چشم و همچنین کنایه از نابینایی است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه بر ناخن من گیا دمید از نم چشم

اغراق در شدت اندوه و گریه، که منجر به رویش گیاه از اثر اشک شده است.

ایهام دم

اشاره به دو معنای نفَس دهان و رطوبت اشک.

تضاد بی روی تو گر چشم نباشد کم چشم

تقابل ارزشی میان بودن چشم با حضور یار و بی ارزشی آن در غیاب یار.