دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۶۶

سنایی
چون در غم آن نگار سرکش باشم آب انگارم گر چه در آتش باشم
چون من به مراد آن پریوش باشم گر قصد به کشتنم کند خوش باشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار، تصویری روشن از مقام تسلیم و فدایی بودنِ عاشق در برابر معشوقی زیبا و مغرور را ترسیم می‌کنند. شاعر با استفاده از پارادوکس‌های لطیف، بیان می‌کند که چگونه رنجِ عشق در نظرِ عاشق، شیرین و گوارا جلوه می‌کند و تازیانه‌یِ جفای معشوق، همچون مرهمی بر زخم‌های او می‌نشیند.

در این ابیات، غلبه‌یِ شور و اشتیاق بر عقل و منطق به‌خوبی نمایان است؛ جایی که حتی آتشِ سوزانِ فراق یا تیغِ کشنده‌یِ هجران، به‌دلیلِ انتساب به محبوب، نه‌تنها دردناک نیست، بلکه مایه‌یِ خرسندی و شادمانیِ عاشقِ بی‌قرار می‌گردد.

معنای روان

چون در غم آن نگار سرکش باشم آب انگارم گر چه در آتش باشم

هنگامی که در غمِ دوری یا بی‌اعتناییِ آن معشوقِ زیبا و مغرور غوطه‌ور می‌شوم، حتی اگر در میان شعله‌های آتشِ عشق بسوزم، آن آتش را در نظرم مانند آبِ گوارا و خنک می‌پندارم.

نکته ادبی: آب انگاشتنِ آتش، کنایه از غلبه‌یِ لذتِ درونیِ عشق بر رنجِ ظاهری است که نشان از شدتِ جان‌بازیِ عاشق دارد.

چون من به مراد آن پریوش باشم گر قصد به کشتنم کند خوش باشم

زمانی که من در مسیرِ خواسته‌ها و تمایلاتِ آن زیبارویِ پری‌چهره گام برمی‌دارم، اگر او اراده کند که جان مرا بگیرد، من با کمال میل و خوشنودی آن را می‌پذیرم.

نکته ادبی: پریوش، استعاره‌ای است که زیباییِ خیره‌کننده‌یِ معشوق را به موجوداتِ افسانه‌ای تشبیه کرده و بر غیرزمینی بودنِ او دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) آب انگارم گر چه در آتش باشم

تشبیه آتش به آب، تضادی درونی است که نشان می‌دهد رنج‌های عاشقانه برای عاشق، گوارا و تحمل‌پذیر است.

تشبیه پریوش

تشبیه زیباییِ معشوق به زیباییِ پریان که نشان‌دهنده‌یِ کمالِ جمالِ محبوب است.

اغراق قصد به کشتنم کند خوش باشم

اغراق در میزانِ سرسپردگی عاشق که حتی مرگ به دست معشوق را با آغوش باز می‌پذیرد.