دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۶۰

سنایی
بسیار ز عاشقیت غمها خوردم در هجر بسی شب که به روز آوردم
رنج دل و خون دیده حاصل کردم گر جان برم از دست تو مرد مردم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به بازتابِ رنج‌های جانکاهِ عاشق در طریقِ عشق و آلامِ ناشی از هجران می‌پردازد. فضای حاکم بر این سخن، فضایی آکنده از غم و اندوهِ عمیق است که شاعر آن را حاصلِ ناگزیرِ پیوند با معشوق می‌داند.

شاعر با زبانی صریح و بی‌پیرایه، دستاوردهایِ عشقِ بی‌سرانجام را بیان می‌کند و به آزمونِ دشوارِ پایداری و تاب‌آوری در برابرِ جور و ستمِ یار اشاره دارد.

معنای روان

بسیار ز عاشقیت غمها خوردم در هجر بسی شب که به روز آوردم

من به خاطر عشقِ تو، غم‌ها و رنج‌های بی‌شماری را بر جان خریدم و در دوران دوری و جدایی از تو، شب‌های بسیاری را با بی‌خوابی و بی‌قراری به صبح رساندم.

نکته ادبی: عاشقیت در اینجا به معنایِ مبتلا شدن به عشق است. شب به روز آوردن کنایه از سپری کردنِ شب‌های طولانیِ هجران در کمالِ رنج و ناامیدی است.

رنج دل و خون دیده حاصل کردم گر جان برم از دست تو مرد مردم

حاصل و دستاوردِ من از این عشق، چیزی جز رنجِ دل و اشک‌های خونین نبوده است. اگر بتوانم در برابرِ جور و ستمِ تو جان سالم به در ببرم و همچنان وفادار بمانم، آنگاه است که می‌توان مرا به راستی مرد و استوار خواند.

نکته ادبی: خون دیده کنایه از گریه‌های بسیار و غمِ عمیق است. مردِ مردن در اینجا اشاره به مفهومِ کمالِ مردانگی و پایمردی در راهِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه شب به روز آوردن

اشاره به سپری کردنِ لحظاتِ دشوارِ هجران با بیداری و بی‌قراری.

کنایه خون دیده

استعاره‌ای برای توصیفِ گریه‌های بسیار که در اثرِ غمِ فراق به وجود آمده است.

مجاز دست تو

اشاره به قدرت، اراده یا ستمِ معشوق که عاشق در چنگالِ آن گرفتار است.