دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۵۸

سنایی
در عشق تو خفته همچو ابروی توام زخمم چه زنی نه مرد بازوی توام
در خشم شدی که گفتمت ترک منی؟ بگذاشتم این حدیث، هندوی توام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نمایانگر اوج فروتنی و تسلیم عاشق در برابر معشوق است. در فضای این شعر، عاشق نه تنها در پی اثبات خویش نیست، بلکه با کوچک‌ترین اشاره یا خشم معشوق، از ادعای خود دست می‌شوید و در جایگاه یک بنده یا خدمتکار قرار می‌گیرد.

مضمون اصلی، کشمکش میان هویتِ عاشق و اقتدار معشوق است؛ جایی که عاشق برای حفظ پیوند و فرونشاندن خشم معشوق، وجود خود را در برابر او هیچ می‌انگارد.

معنای روان

در عشق تو خفته همچو ابروی توام زخمم چه زنی نه مرد بازوی توام

من در گرداب عشق تو چنان آرام و تسلیم هستم که گویی همچون ابروی تو در حالت استراحت و سکون به سر می‌برم. چرا مرا با نیش و کنایه زخمی می‌کنی؟ من آن‌قدر قدرت ندارم که با زور بازوی تو مقابله کنم و رقیب تو باشم.

نکته ادبی: خفته به ابرو در اینجا اشاره به انحنای آرام و سکون آن دارد. مرد بازو بودن کنایه از حریف و هم‌رزم بودن است.

در خشم شدی که گفتمت ترک منی؟ بگذاشتم این حدیث، هندوی توام

وقتی تو را «ترک» خواندم، از من رنجیدی و خشمگین شدی؛ پس من بلافاصله آن حرف را پس می‌گیرم و دیگر ادعایی ندارم، زیرا من بنده و غلام حلقه به گوش تو هستم.

نکته ادبی: ترک در شعر کلاسیک نماد زیبایی بی‌اعتنا و مقتدر است و هندو در مقابل، نماد بندگی و خدمتگزاری است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو ابروی توام

تشبیه حالِ درونی عاشق به حالتِ آرامِ ابروی معشوق برای نشان دادن تسلیم محض.

تضاد ترک و هندو

استفاده از این دو واژه که در ادب فارسی به ترتیب نماد معشوقِ مقتدر و عاشقِ بنده هستند.

کنایه مرد بازوی توام

کنایه از هم‌رزم بودن یا تواناییِ مقابله با زور و قدرتِ معشوق.