دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۵۷

سنایی
ای عمر عزیز داده بر باد ز جهل وز بی خبری کار اجل داشته سهل
اسباب دوصد ساله سگالنده ز پیش نایافته از زمانه یک ساعت مهل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوهی عمیق از گذرِ شتابانِ عمر و غفلتِ آدمی نسبت به حقیقتی انکارناپذیر به نام مرگ است. شاعر با زبانی هشداردهنده، انسان را از دلبستگیِ بیهوده به آرزوهای طولانی‌مدت بر حذر می‌دارد.

درونمایه اصلی این سروده، تضاد میان بلندپروازی‌های دنیوی و ناپایداریِ زندگی است. شاعر بر بطلانِ برنامه‌ریزی‌های طولانی در برابرِ فرصتِ محدودِ هستی تأکید می‌ورزد و بر ناآگاهیِ انسان از حقیقتِ زمان هشدار می‌دهد.

معنای روان

ای عمر عزیز داده بر باد ز جهل وز بی خبری کار اجل داشته سهل

ای کسی که عمر گران‌بهای خود را از روی نادانی به هدر داده‌ای و به دلیل بی‌اطلاعی، حقیقتِ مرگ و سرآمدِ زندگی را بسیار ساده و دور از دسترس پنداشته‌ای.

نکته ادبی: به باد دادن کنایه از تلف کردن و هدر دادن است. اجل در زبان کهن به معنای زمان مرگ و پایانِ مقدرِ زندگی است.

اسباب دوصد ساله سگالنده ز پیش نایافته از زمانه یک ساعت مهل

تو که برای دویست سالِ آینده‌ات نقشه‌پردازی می‌کنی و اسباب و لوازم زندگی می‌اندیشی، در حالی که از دستِ زمانه حتی یک ساعت مهلتِ قطعی برای رسیدن به آن آرزوها نگرفته‌ای.

نکته ادبی: سگالیدن در فارسی قدیم به معنای اندیشیدن، تدبیر کردن و نقشه کشیدن است. مهل به معنای مهلت و فرصت است که در تقابل با بلندپروازی انسان قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه عمر بر باد دادن

اشاره به هدر دادن و تباه کردن فرصت‌های زندگی به دلیل غفلت و نادانی.

تضاد و مبالغه دوصد ساله در برابر یک ساعت

نشان دادن تضادِ فاحش میان آرزوهای دور و درازِ انسان و واقعیتِ کوتاه و زودگذرِ عمر.