دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۵۶
سناییدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات با زبانی طنزآمیز و در عین حال پندآموز، خطاب به گل سروده شده است. شاعر با استفاده از ضربالمثل مشهور زیره به کرمان بردن، به گل یادآور میشود که در برابر زیباییِ تابناک و خیرهکننده معشوق، تفاخر یا خودنماییِ او بیاثر و ناچیز است.
پیام اصلی شعر، دعوت به تواضع و پذیرشِ جایگاه در برابر جلوههای برترِ زیبایی است. شاعر به گل اندرز میدهد که بیهوده خود را به زحمت نیندازد و در پیِ رقابت با زیباییِ بیهمتای معشوق نباشد، چرا که این تلاش، نتیجهای جز خستگی و رنجِ بیحاصل برای او در پی نخواهد داشت.
معنای روان
در برابر چهرهی درخشان آن معشوق که همیشه لبخند بر لب دارد، تو ای گل، سعی نکن که زیبایی خود را به رخ بکشی؛ چرا که این کار مانند آن است که بخواهی زیره را به کرمان ببری (یعنی کاری بیفایده و بیمعنی انجام میدهی که جایگاهی ندارد).
نکته ادبی: نگار در اینجا به معنای معشوق زیباست و بیت بر اساس یک ضربالمثل کهن بنا شده است که به کارهای بیهوده اشاره دارد.
ای گل، بیدلیل خودت را به رنج و زحمت نینداز؛ هشدار که از روی حسرت یا بیتابی، گریبان خود را چاک نده و به خود آسیب نرسان (چون رقابت با او بیهوده است).
نکته ادبی: چاک زدن گریبان کنایه از بیقراری، گریه و زاری شدید یا دیوانگی از روی عشق است.
آرایههای ادبی
استفاده از ضربالمثل زیره به کرمان بردن برای نشان دادن بیهودگیِ یک عمل در جایی که کالا یا صفتِ مورد نظر به وفور یافت میشود.
مخاطب قرار دادن گل به عنوان موجودی صاحب درک و شعور که توانایی شنیدن پند و اندرز را دارد.
کنایه از بیقراری، اندوهِ عمیق و از دست دادنِ آرامش.