دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۵۴

سنایی
ای عهد تو عهد دوستان سر پل از وصل تو هجر خیزد از عز تو دل
پر مشغله و میان تهی همچو دهل ای یک شبه همچو شمع و یک روزه چو گل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با لحنی انتقادی و طنزآمیز، بی‌اعتباری و ناپایداریِ عهد و وفای کسی را به تصویر می‌کشند که در باطن تهی و در ظاهر پرهیاهو است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌های ملموس، بر پوچیِ چنین شخصیت‌هایی تأکید دارد.

در واقع، سراینده با به چالش کشیدنِ کوتاهیِ عمرِ اعتبار و زیباییِ ظاهریِ فرد مورد خطاب، او را به عناصری مانند شمع و گل تشبیه می‌کند که در عینِ زیبایی، عمری بسیار کوتاه دارند و در نهایت چیزی جز حسرت از آن‌ها باقی نمی‌ماند.

معنای روان

ای عهد تو عهد دوستان سر پل از وصل تو هجر خیزد از عز تو دل

ای کسی که پیمانِ تو همانند وعده‌های سستی است که دوستان بر روی پل به یکدیگر می‌دهند (و هر لحظه در خطرِ زوال و گذر است)؛ از وصلِ تو تنها جدایی نصیب می‌شود و از غرور و جاه‌طلبیِ تو، تنها دل‌تنگی و اندوه بر جای می‌ماند.

نکته ادبی: ترکیبِ «عهد دوستان سر پل» کنایه از پیمانی بی‌بنیاد و گذراست که هیچ‌گونه ضمانتِ اجرایی ندارد. تقابلِ «وصل» و «هجر» تضادی است که بر بی‌سرانجامیِ دوستی با چنین فردی تأکید دارد.

پر مشغله و میان تهی همچو دهل ای یک شبه همچو شمع و یک روزه چو گل

تو مانندِ طبل هستی که ظاهری پر هیاهو و پرسروصدا دارد اما در باطن توخالی و میان‌تهی است؛ همچنین تو همچون شمعی هستی که تنها یک شب می‌سوزد و مانند گلی هستی که طراوتش بیش از یک روز دوام نمی‌آورد.

نکته ادبی: «دهل» در ادبیات فارسی نمادِ کسی است که ادعای بسیار دارد اما در واقعیت تهی‌مایه است. «یک شبه» و «یک روزه» به ترتیب برای شمع و گل، بر ناپایداریِ عمرِ اعتبار و زیباییِ ظاهری تأکید می‌کنند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عهد تو عهد دوستان سر پل

تشبیه پیمانِ فرد به وعده‌های ناپایدار و گذرا روی پل.

تشبیه میان تهی همچو دهل

تشبیه شخصیتِ پرادعای فرد به طبل که توخالی است.

تشبیه یک شبه همچو شمع و یک روزه چو گل

تمثیل برای نشان دادنِ کوتاهی و ناپایداریِ عمرِ زیبایی و ارزشِ ظاهری.

تضاد وصل و هجر

آوردن واژه‌های متضاد برای نشان دادنِ بی‌سرانجامیِ رابطه.