دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۵۲

سنایی
ناید به کف آن زلف سمن مال به مال نی رقص کند بر آن رخان خال به خال
ای چون گل نو که بینمت سال به سال گردنده چو روزگاری از حال به حال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضای اندوهناک و حسرت‌آلودی را به تصویر می‌کشد که در آن شاعر از دوری و دست‌نیافتنی بودن معشوق گلایه دارد. معشوق در اینجا نه تنها مظهر زیبایی است، بلکه مانند زمانه، گریزان و دائماً در حال دگرگونی است که این ویژگی باعث شده دیدار او به ندرت و با دشواری ممکن شود.

تصویرسازی‌ها همگی بر بی‌قراری و ناپایداری تأکید دارند؛ گویی که زیبایی معشوق همچون گلی نو، تنها مجالی کوتاه برای تماشا دارد و دگرگونی او، چون دگرگونی روزگار، دست یافتن به او را غیرممکن ساخته است.

معنای روان

ناید به کف آن زلف سمن مال به مال نی رقص کند بر آن رخان خال به خال

آن گیسوان خوش‌بو و یاسمن‌گون به دست نمی‌آیند و خال بر چهره‌ی آن یار، به رقص و جلوه‌گری درنمی‌آید.

نکته ادبی: سمن استعاره از سفیدی و خوشبویی است و ترکیب 'مال به مال' دلالت بر پیوستگی و در هم تنیدگی مو دارد.

ای چون گل نو که بینمت سال به سال گردنده چو روزگاری از حال به حال

ای کسی که مانند گلِ تازه‌شکفته‌ای هستی که تنها سالی یک‌بار دیدارت میسر می‌شود، تو نیز همچون گردش روزگار، پیوسته از حالی به حال دیگر دگرگون می‌شوی.

نکته ادبی: تشبیه معشوق به گل و روزگار، تأکیدی بر طراوتِ زودگذر و ناپایداری وضعیت اوست.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون گل نو

مقایسه معشوق به گل تازه‌شکفته برای نشان دادن طراوت و کمیابیِ دیدارش.

تشبیه گردنده چو روزگاری

مقایسه معشوق با روزگار برای تأکید بر ناپایداری و دگرگونی احوال او.

استعاره زلف سمن

بهره‌گیری از نام گل برای توصیف زیبایی، سفیدی و خوش‌بویی موی معشوق.