دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۴۹

سنایی
کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک
امروز شدی ز باد سردم بی باک فردا کنم از دست تو بر تارک خاک

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات روایتی از دگرگونی‌های ناگهانی در رفتار معشوق و تأثیر آن بر روح و روان عاشق است. شاعر با استفاده از توالی زمان (پریروز، دیروز، امروز و فردا)، سیرِ از دست رفتن امید و فرو رفتن در گردابِ رنج را به تصویر می‌کشد.

تم اصلی شعر، نوسانِ میانِ گرمایِ عشق و سرمایِ بی‌اعتنایی است. تقابل عناصر طبیعت (آب و آتش، باد) برای ترسیم فضای درونی و حالات متغیر عاشق به کار رفته است تا در نهایت به نقطه اوج غم، یعنی ناامیدی مطلق و ماتم‌زدگی برسد.

معنای روان

کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک

پریروز با سردی و بی‌مهری، طراوتِ وصال را از چهره‌ات زدودی؛ این رفتار تو چنان آتشی در جانم افروخت که از دیروز تا امروز، در سوزِ دوری از تو می‌سوزم و در حال نابودی هستم.

نکته ادبی: «پریر» به معنای پریروز و «دی» به معنای دیروز است. تضاد بین «آبِ وصل» (نماد آرامش و زندگی‌بخشی) و «آتشِ هجر» (نماد سوزش و نابودی) یکی از رایج‌ترین تقابل‌های ادبی در شعر کلاسیک است.

امروز شدی ز باد سردم بی باک فردا کنم از دست تو بر تارک خاک

امروز در برابر آه و ناله‌های سرد و بی‌اثر من، کاملاً بی‌تفاوت و جسور شده‌ای؛ اما بدان که به زودی، به سبب جفای تو، چنان به ستوه می‌آیم که چاره‌ای جز خاک بر سر ریختن و ماتم گرفتن ندارم.

نکته ادبی: «باد سرد» کنایه از آه و ناله‌هایی است که در ناامیدی از گلوی عاشق برمی‌آید. «تارک خاک» اشاره به سنت قدیمی ریختن خاک بر سر به هنگام سوگواری و درماندگی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) آب وصل / آتش هجر

به کارگیری دو عنصر متضاد طبیعت برای نشان دادن تناقض میان شادیِ وصال و عذابِ دوری.

کنایه باد سردم

اشاره به آه و ناله‌های ناامیدانه عاشق که معشوق نسبت به آن بی‌اعتناست.

مراعات‌نظیر (تناسب) پریر، دی، امروز، فردا

استفاده از واژگان زمانی برای ایجاد پیوستگی و روایتگری در متن.