دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۴۳

سنایی
جز تیر بلا نبود در ترکش عشق جز مسند عشق نیست در مفرش عشق
جز دست قضا نیست جنیبت کش عشق جان باید جان سپند بر آتش عشق

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف ماهیت دشوار و پرمخاطره‌ی عشق می‌پردازند که از دیدگاه شاعر، عرصه‌ای برای جان‌فشانی و مواجهه با تقدیر محتوم است. در این جهان‌بینی، عشق نه یک تجربه‌ی آسوده، بلکه میدانی است که در آن رنج و بلایای الهی اجتناب‌ناپذیرند و تنها راه رستگاری در آن، تسلیم محض در برابر قضا و قدر و نثار کردن جان در آتش سوزان این حقیقت والا است.

معنای روان

جز تیر بلا نبود در ترکش عشق جز مسند عشق نیست در مفرش عشق

در تیردانِ عشق، چیزی جز تیرهای بلا و مصیبت یافت نمی‌شود و در بستر عشق نیز جز جایگاه رفیع و بلند آن، چیز دیگری وجود ندارد.

نکته ادبی: ترکش به معنای تیردان است و مفرش به معنای بستر یا جای گسترده‌شدن است که در اینجا به معنای بستر عشق به کار رفته است.

جز دست قضا نیست جنیبت کش عشق جان باید جان سپند بر آتش عشق

هیچ‌کس جز دستِ تقدیر و سرنوشت، مهارِ مرکبِ عشق را در دست ندارد و هدایت‌گر آن است؛ بنابراین برای گذشتن از این راه، باید همچون دانه‌های سپند، جان خویش را بر آتش عشق فدا کرد و سوزاند.

نکته ادبی: جنیبت‌کِش به کسی گفته می‌شود که مرکب یدکی را به دنبال می‌کشد. سپند (اسفند) نمادی از دود کردن و قربانی‌شدن در آتش است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیر بلا / آتش عشق

تیر به مثابه رنج و سختی و آتش به مثابه شعله‌ورکننده جان عاشق تصویر شده است.

نمادگرایی سپند

استفاده از اسفند به عنوان نمادی برای قربانی کردن و سوختن جان در آتش عشق.

کنایه دست قضا

کنایه از تقدیر الهی که هدایت‌گر و کنترل‌کننده مسیر عشق است.