دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۳۸

سنایی
در راه تو ار سود و زیانم فارغ وز شوق تو از هر دو جهانم فارغ
خود را به تو داده ام از آنم بی غم غمهای تو می خورم از آنم فارغ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر مقام والای تسلیم و رهایی از بند دوگانگی‌ها در مسیر عشق است. شاعر با واگذاریِ هستی و اراده‌ی خویش به محبوب، از قید و بند سود و زیان مادی و دلبستگی‌های دنیوی و اخروی آزاد شده و به آرامشی قلبی دست یافته است.

درونمایه‌ی اصلی این سخن، جایگزینی غمِ عشق با سایر رنج‌های دنیوی است. عاشقی که وجودش را به محبوب سپرده، نه تنها اندوهگین نیست، بلکه با چشیدنِ غمِ مقدسِ عشق، از تمامی دغدغه‌های کوچک و حقیرِ روزگار فارغ شده است.

معنای روان

در راه تو ار سود و زیانم فارغ وز شوق تو از هر دو جهانم فارغ

در مسیر عشق تو، برایم هیچ تفاوتی ندارد که به سود برسم یا زیان ببینم؛ چرا که چنان غرق در شوق و اشتیاق تو هستم که از دلبستگی به این دنیا و آن دنیا آزاد و رها شده‌ام.

نکته ادبی: «ار» در اینجا مخفف «اگر» است. واژه‌ی «فارغ» در این بیت به معنای آزاد، رها و بی‌نیاز از هرگونه تعلق و وابستگی است.

خود را به تو داده ام از آنم بی غم غمهای تو می خورم از آنم فارغ

من تمامی وجودم را به تو بخشیده‌ام و به همین دلیل، دیگر هیچ غمی از حوادث روزگار ندارم. من اکنون تنها درگیر غمِ عشق تو هستم و به همین خاطر، از تمامی غم‌های دنیوی و مادی آسوده و بی‌خیال شده‌ام.

نکته ادبی: «غم خوردن» در ادبیات فارسی کنایه از رنج کشیدن یا درگیر شدن با یک موضوع است. پارادوکسِ زیبایی در این بیت وجود دارد؛ چرا که غمِ عشق، نیرویی رهایی‌بخش است که سایر غم‌ها را از دل می‌زداید.

آرایه‌های ادبی

تضاد سود و زیان

به کار بردن دو واژه متقابل برای بیان اینکه هیچ‌کدام از نتایج مادی در مسیر عشق اهمیت ندارد.

تناقض‌نمایی (پارادوکس) غم‌های تو می‌خورم از آنم فارغ

شاعراصطلاحاً غمِ محبوب را تحمل می‌کند تا از سایر غم‌های دنیا رها شود؛ رنجِ عشق، درمانِ سایر دردهاست.

تکرار فارغ

تکرار واژه‌ی فارغ در پایان مصرع‌ها، بر استمرار و پایداریِ حالتِ رهایی و بی‌نیازی عاشق تأکید می‌کند.