دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۳۲

سنایی
از عشق تو ای سنگدل کافر کیش شد سوخته و کشته جهانی درویش
در شهر چنین خو که تو آوردی پیش گور شهدا هزار خواهد شد بیش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویری از عشقِ ناکام و ستم‌دیدگیِ عاشق را در برابر معشوقی بی‌رحم ترسیم می‌کند. شاعر با لحنی گلایه‌آمیز، از قساوتِ معشوق سخن می‌گوید و آن را عامل اصلیِ ویرانیِ روحی و جسمیِ بسیاری از عاشقان می‌داند. او در این قطعه، گویی با زبانی هشداردهنده، پیامدهایِ تلخِ تداومِ این بی‌مهری را یادآور می‌شود و معشوق را مسئولِ انبوهِ کشته‌شدگانِ راه عشق می‌داند.

فضای شعر، فضایی سوگوارانه و در عین حال اعتراض‌آمیز است که در آن عشق نه به عنوان یک پیوندِ آرام‌بخش، بلکه به عنوان عرصه‌ای برای نبرد و ایثارِ جان مطرح شده است که نتیجه‌ای جز هلاکت عاشقان ندارد.

معنای روان

از عشق تو ای سنگدل کافر کیش شد سوخته و کشته جهانی درویش

ای معشوقی که دلی همچون سنگ داری و به هیچ آیینی پایبند نیستی، از عشقِ تو جهانی از درویشان و عاشقان پاک‌باخته، جان خود را از دست داده و در آتشِ دوری تو سوخته‌اند.

نکته ادبی: کافرکیش صفت معشوق است که نشان‌دهنده سرکشی و عدم وفاداری اوست. درویش در اینجا به معنای عارف یا عاشقِ بی‌نیاز از دنیاست که در راهِ معشوق جان می‌دهد.

در شهر چنین خو که تو آوردی پیش گور شهدا هزار خواهد شد بیش

با این خوی و رفتارِ سخت‌گیرانه‌ای که تو در این شهر پیش گرفته‌ای، تعداد مزار شهیدانِ عشقِ تو از هزار نیز فراتر خواهد رفت.

نکته ادبی: خو به معنای خصلت و عادت است. گور شهدا استعاره از شمارِ زیادِ کشته‌شدگانِ راهِ عشق است که بر اثر ستمِ معشوق جان باخته‌اند.

آرایه‌های ادبی

مبالغه جهانی درویش / گور شهدا هزار خواهد شد بیش

اغراق در کثرتِ قربانیان عشق برای نشان دادنِ عمقِ فاجعه و بی‌رحمیِ معشوق.

کنایه سنگدل

کنایه از بی‌رحم بودن و نداشتنِ عاطفه و ترحم.

استعاره کافر کیش

به کار بردنِ اصطلاحی دینی برای توصیفِ روحیاتِ سرد و نافرمانِ معشوق که به عهد و پیمانِ عاشقانه پایبند نیست.